جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٣٥ - غزل ٤٦٧ بهار و گل طرب انگيز گشت وتوبه شكن
|
يك شب اگر بدست بيفتد نگارِ ما |
مشكل بود كه دامنش از كف رها كنيم[١] |
|
|
حديث غُصّه دوران ز جام جو، حافظ! |
به قول مطرب و فتوىِ پيرِ صاحب فن |
|
اين گفته، گفته مطرب و نفحات شور اندازنده و فتواى پير صاحب فنّ و مرشد است كه: غم هجران و غصّه دوران را بايد با گرفتن جام تجلّيات و ذكر دوست از ميان برداشت؛ كه: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ. أَلا! بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[٢]: ( [منيبين آنانند] كه ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرام مى گيرد. آگاه باشيد! كه دلها تنها به ياد خدا آرام مى گيرد.- نيز:
٣٢٠٧
«ذِكْرُ اللَّهِ دَوآءُ أعْلالِ النُّفُوسِ.»
[٣]: (ياد خدا، داروى بيمارى جانهاست.- نيز:
٣٢٧٨
«ذِكْرُاللَّهِ طارِدُ اللأوآءِ وَالبُؤْسِ.»
[٤]: (ياد خدا، دور كننده شدّت و رنج و سختى است.).
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣٨٦، ص ٢٨٨.
[٢] - رعد: ٢٨.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٤.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب ذكراللَّه، ص ١٢٤.