جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٦ - فهرست
غزل ٤٣٤: گر چه ما بندگانِ پادشهيم ........ ١١٠.
غزل ٤٣٥: گر دست دهد خاكِ كف پاى نگارم ........ ١١٦.
غزل ٤٣٦: گر دست دهد در خمِ زلفين تو بازم ........ ١٢٣.
غزل ٤٣٧: گر من از سرزنش مدّعيان انديشم ........ ١٣٠.
غزل ٤٣٨: ما بر آريم شبى دست و دعايى بكنيم ........ ١٣٦.
غزل ٤٣٩: ما سرخوشانِ مست، دل از دست دادهايم ........ ١٤٣.
غزل ٤٤٠: ما ورد سحر بر سر ميخانه نهاديم ........ ١٤٩.
غزل ٤٤١: ما بدين در، نه پىِ حشمت و جاه آمدهايم ........ ١٥٦.
غزل ٤٤٢: ما ز ياران چشم يارى داشتيم ........ ١٦٢.
غزل ٤٤٣: ما نگوييم بد و ميل به ناحق نكنيم ........ ١٦٨.
غزل ٤٤٤: مرا عهدى است با جانان كه تا جان در بدن دارم ........ ١٧٤.
غزل ٤٤٥: مرحبا طاير فرّخ رخ فرخنده پيام! ........ ١٨٢.
غزل ٤٤٦: مرو، كه در غم هجر تو از جهان برويم ........ ١٨٩.
غزل ٤٤٧: مزن بر دل ز نوك غمزه تيرم ........ ١٩٤.
غزل ٤٤٨: مژده وصل تو كو؟ كز سرِ جان برخيزم ........ ٢٠٢.
غزل ٤٤٩: من ترك عشقبازى و ساغر نمى كنم ........ ٢٠٨.
غزل ٤٥٠: من دوستدارِ روى خوش و موى دلكشم ........ ٢١٦.
غزل ٤٥١: من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم؟ ........ ٢٢٣.
غزل ٤٥٢: من نه آن رندم كه ترك شاهد و ساغر كنم ........ ٢٢٩.
غزل ٤٥٣: نمازِ شامِ غريبان چو گريه آغازم ........ ٢٤١.
غزل ٤٥٤: هرچند پير و خسته دل و ناتوان شدم ........ ٢٤٨.
غزل ٤٥٥: اگر برخيزد از دستم كه با دلدار بنشينم ........ ٢٥٦.
غزل ٤٥٦: اين چه شور است كه در دَوْر قمر مى بينم ........ ٢٦٢.
غزل ٤٥٧: ديدار شد ميسّر و بوس و كنار هم ........ ٢٦٩