جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٧٦ - غزل ٤٢٩ فاش مى گويم و از گفته خود دلشام
رجوع نموده و توبه او را پذيرفت ... پس هركس از راهنمايى من پيروى كند، هيچ ترسى بر آنان راه نداشته و هرگز اندوهگين نمى شوند.- نيز: «فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ، فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى؛ وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي، فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً»[١]: (پس هركس از راهنمايىام پيروى كند، گمراه و بدبخت نمى شود [گمراه نگشته و رنج نمى بيند،] و هركس از ياد من روى گردان شود، بدرستى كه زندگانى سختى براى او خواهد بود.- همچنين: «ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ، فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى»[٢]: (سپس پروردگارش او را برگزيده و به سوى او رجوع نموده و توبهاش را پذيرفته و هدايتش فرمود.).
و از آنجا كه كارها بايد با موازين اسباب و مسبّبات انجام شود، خواسته او به صورتى كه قرآن شريف بدان اشاره دارد، انجام گرفت و آدم ٧ از جنّت بدين جهان آمد؛ لذا مى گويد:
|
سايه طوبى و دلجويى حور و لب حوض |
به هواى سر كوى تو برفت از يادم |
|
معلوم مى شود: خواجه، جنّت آدم ٧ را كه: «يا آدَمُ! اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ»[٣]: (اى آدم! با همسر خويش در بهشت سكنى گزين.- نيز: «فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى»[٤]: (مبادا شيطان شما را از بهشت بيرون كند، تا به رنج و تعب بيافتى) بهشت موعود، و «شجره منهيّه» را شجره ولايت كليّه (كه در بعضى روايات[٥] به علم محمّد و آل محمّد- صلوات اللَّه عليهم اجمعين- تعبير شده) مىدانسته كه از ولايت كليّه الهيّه جدا نيست؛ لذا مى گويد: «به هواى سر كوى تو ...».
[١] - طه: ١٢٣ و ١٢٤.
[٢] - طه: ١٢٢.
[٣] - بقره: ٣٥.
[٤] - طه: ١١٧.
[٥] - بحار الانوار، ج ١١، ص ١٨٩، روايت ٤٧.