جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٢١
|
چون نهادى دل به مهر ديگران |
مااميد از وصل تو برداشتيم[١] |
|
لذا مى گويد:
|
حافظ، وصال مى طلبد از ره دعا |
يارب! دعاى خسته دلان مستجاب كن |
|
محبوبا! با آنكه مرا آمادگى ديدار ووصالت نيست، ولى اميد آن دارم كه تو را بخوانم ودعايم مستجاب كنى وآمادگى وصالم دهى؛ كه:
٣٢٦١
«ألدُّعآءُ سِلاحُ الأوْلِيآءِ.»
[٢]: (دعا، اسلحه اوليا ودوستان [خدا عليه نفس وشيطان] مىباشد.) ونيز:
٣٢٦٢
«إنَّ للَّهِ سُبْحانَهُ سَطَواتٍ و نَقِماتٍ، فَإذا نَزَلَتْ بِكُمْ، فَادْفَعُوهابِالدّعآءِ، فَانَّهُ لايَدْفَعُ البَلآءَ إلّا الدُّعآءُ.»
[٣]: (براستى كه خداوند سبحان را خشم گرفتن ها وكيفرهايى است، پس هنگامى كه به شما فرودآمد، آنها را با دعا دفع كنيد، كه بلاء وگرفتارى را جز دعا دفع نمى كند.) همچنين:
٣٢٦٣
«مَنْ قَرَعَ بابَ اللَّهِ، فُتِحَ لَه.»
[٤]: (هركس در [عفو ورحمت] خدا را بكوبد، براى او گشوده مى شود.).
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٤٢، ص ٣٢٤.
[٢] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب الدعاء، ص ١٠٤.
[٣] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب الدعاء، ص ١٠٤.
[٤] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب الدعاء، ص ١٠٤.