جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٤٨ - غزل ٤٣٩ ما سرخوشان مست، دل از دست دادهايم
باز خواجه بر مى گردد به بيان بيت اوّل و دوّم، و جواب از اشكال اعتراض كنندگان مى دهد و مى گويد: اگر كسى بگويد: تو ادّعا كردى كه دل از دست دادهاى، پس اين همه رنگ و خيال كثرات كه با توست، چيست؟ مىگويم: «نقش غلط مخوان»، كه من همان لوح سادهام كه بودم، منتهى تا به حال گمان مى كردم هرچه دارم، از من است و به آن تعلّق مى بستم، حال فهميدهام و مشاهده نمودهام كه جز نقش ساده اى نيستم، و هرچه دارم از اوست و به اوست و به سوى اوست؛ كه: «إِنَّا لِلَّهِ، وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»[١]: (بدرستى كه ما از آن خداييم و به سوى او بازگشت مى كنيم.- نيز: «أَلا! إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ»[٢]: (آگاه باشيد! كه همه امور تنها به سوى خدا بازگشت مى كند.- همچنين: «قُلْ: إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي، لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، لا شَرِيكَ لَهُ، وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ، وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ»[٣]: (بگو: همانا نماز و عبادت و زندگى و مرگم، تنها براى خداوند پروردگار عالميان است، و شريكى براى او نيست، و من به اين امر شدهام، و خود اوّلين مسلمان هستم.).
[١] - بقره: ١٥٦.
[٢] - شورى: ٥٣.
[٣] - انعام: ١٦٢- ١٦٣.