جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٧٥ - غزل ٤٤٤ مرا عهدى است با جانان كه تا جان در بدن دارم
از تمام اين غزل خوب ظاهر مى شود كه خواجه را مشاهداتى اسمائى و صفاتى، بلكه ذاتى رخ داده، در مقام توصيف و نتايجى مى باشد كه از آن مشاهدات براى وى حاصل شده. مىگويد:
|
مرا عهدى است با جان، كه تا جان در بدن دارم |
هوادارى كويش را چو جانِ خويشتن دارم |
|
با معشوق حقيقى، پيمانى در ازل بستهام كه تنها به جمال و كمالش خاضع باشم، و بندگى جز وى و اسماء و صفاتش، كه هواداران او و عين ذات اويند، نكنم.
و چنين خواهم كرد؛ كه فرمود: «أَوْفُوا بِعَهْدِي، أُوفِ بِعَهْدِكُمْ، وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ»[١]: (به پيمان خود با من وفا كنيد، تا من نيز به پيمان خود با شما وفا نمايم، و تنها از من بهراسيد.) و همچنين: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ- يا بَنِي آدَمَ!- أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ، إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ، وَ أَنِ اعْبُدُونِي، هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»[٢]: (اى فرزندان آدم! آيا با شما پيمان نبستم كه شيطان را بندگى ننمايند، زيرا او دشمن آشكار شماست؛ و مرا بندگى كنيد، كه اين راه راست و صراط مستقيم مى باشد.- نيز: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ»[٣]: (از مؤمنان، مردانى هستند كه به آنچه با خدا پيمان بستند، صادقانه وفا نمودند.).
و ممكن است منظور خواجه از «هوادارن»، انبياء و اولياء : و يا اساتيد باشند؛.
[١] - بقره: ٤٠.
[٢] - يس: ٦٠ و ٦١.
[٣] - احزاب: ٢٣.