جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٤٤ - غزل ٤٣٩ ما سرخوشان مست، دل از دست دادهايم
خواجه در اين غزل چون غزل گذشته اگرچه با صيغه جمع گفتار خود را بيان نموده، ولى غرضش خودش بوده و مى خواسته گزارشى از حالات و پيشامدهاى سلوكى خود را به قلم تحرير درآورد. مىگويد:
|
ما سرخوشانِ مست، دل از دست دادهايم |
همرازِ عشق و همنفَسَ جام بادهايم |
|
اى آنان كه مرا ملامت در اختيار طريقهام مى نماييد! من حالات و كمالات نفسانى و سرخوشى و مستىِ در ياد دوست را به آسانى نيافتهام. اين امر، گسيخته شدن از عالم بشريّت و تعلّقات و دل و عالم خيالى مى خواهد؛ زيرا قرب به دوست با آنها حاصل نخواهد شد؛ كه: «وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى ...»[١]: (و هرگز اموال و فرزندانتان نمى تواند شما را نزد ما مقرَّب و آشنا گرداند ...- نيز: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا! لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»[٢]: (اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اموال و فرزندانتان شما را از ياد خدا مشغول نسازد.- همچنين:
٣٠٤٠
«حُبُّ المالِ يُوهِنُ الدّينِ وَيُفْسِدُ اليَقينِ.»
[٣]: (دوست داشتن مال، دين [انسان] را سُست، و يقين [اش] را تباه مى سازد.- نيز:
٣٠٤١
«لا يُكْرِمُ المَرْءُ نَفْسَهُ، حَتّى يُهينَ مالَهُ.»
[٤]: (هرگز انسان، نَفْس.
[١] - سبأ: ٣٧.
[٢] - منافقون: ٩.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب المال، ص ٣٧٦.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب المال، ص ٣٧٧.