جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٨١ - غزل ٤٣٠ فتوى پير مغان دارم و قولى است قديم
اين غزل را خواجه در اشتياق ديدار محبوب حقيقى سروده. مىگويد:
|
فتوىِ پير مغان دارم و قولى است قديم: |
كه حرام است مى آن را كه نه يار است و نديم |
|
آرى، بشر بر فطرت توحيد خلق شده؛ كه: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ، وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ»[١]: (پس استوار و مستقيم، روى و تمام وجود خود را به سوى دين كن، همان سرشت خدايى كه همه مردم را بر آن آفريد، هيچ دگرگونى در آفرينش خدا نيست، اين همان دين استوار است، و ليكن بيشتر مردم [از اين حقيقت] آگاه نيستند.)؛ و چون به واسطه ظلمت عالم بشرى، از فطرت در حجاب واقع شده (الّا من عصمه اللَّه)؛ كه:
٣٠٥٠
«بَناهُمْ بِنْيَةً عَلَى الجَهْلِ.»
[٢]: (خداوند، اساس خلقت خلق را بر جهل بنا نهاده.)؛ ناچار لازم است از طريق راهنمايانى كه خود بر فطرت بوده، و از حجاب مصوناند (انبياء و اولياء :) باز به فطرت رجوع نمايد. كه اگر راهنمايى ايشان نبود، انسانها از حيوانات هم پست تر بودند و جز خوردن و خوابيدن و دريدن در زندگى چيزى را درك نمىكردند. اين زمان كه قرن تمدّن است و انسانها را فخر بر دانايى است، با وجود تعليمات انبياء و اولياء : و علماء و كتب آسمانى و قرآن شريف و فرمايشات نبىّ اكرم ٦ و اهل بيت آن بزرگوار : و كلمات حكمت آميز علماى عامل هيچ كس.
[١] - روم: ٣٠.
[٢] - بحار الانوار، ج ٣، ص ١٥، از روايت ٢.