جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٧ - فهرست
غزل ٤٥٨: صلاح از ما چه مى جويى؟ كه مستان را صلا گفتم ........ ٢٧٦.
غزل ٤٥٩: عمرى است تا من در طلب، هر روز گامى مى زنم ........ ٢٨٢.
غزل ٤٦٠: برواى طبيبم! از سر، كه خبر ز سر ندارم ........ ٢٨٨.
غزل ٤٦١: حاليا مصلحت وقت در آن مى بينم ........ ٢٩٣.
غزل ٤٦٢: اى نور چشم من! سخنى هست گوش كن ........ ٣٠٠.
غزل ٤٦٣: افسر سلطانِ گل پيدا شد از طَرْفِ چمن ........ ٣٠٨.
غزل ٤٦٤: اى خسروِ خوبان! نظرى سوى گدا كن ........ ٣١١.
غزل ٤٦٥: اى روىِ ماهْ منظرِ تو، نوبهارِ حُسن! ........ ٣١٦.
غزل ٤٦٦: بالا بلندْ عشوهْ گرِ سروِ ناز من ........ ٣٢٢.
غزل ٤٦٧: بهار و گل طرب انگيز گشت وتوبه شكن ........ ٣٣٠.
غزل ٤٦٨: چندان كه گفتم غم با طبيبان ........ ٣٣٦.
غزل ٤٦٩: چو گل هر دم به بويت جامه بر تن ........ ٣٤١.
غزل ٤٧٠: چون شوم خاكِ رَهَش، دامن بيفشاند ز من ........ ٣٤٧.
غزل ٤٧١: خدا را كم نشين با خرقه پوشان ........ ٣٥٢.
غزل ٤٧٢: دانى كه چيست دولت؟ ديدار يار ديدن ........ ٣٥٨.
غزل ٤٧٣: دلم را شد سر زلف تو مسكن ........ ٣٦٦.
غزل ٤٧٤: ز در درآ و شبستان ما منوّر كن ........ ٣٧٢.
غزل ٤٧٥: شاهِ شمشاد قدان، خسروِ شيرين دهنان ........ ٣٨٢.
غزل ٤٧٦: شراب لعل كش وروى مَهْ جبينان بين ........ ٣٨٩.
غزل ٤٧٧: صبح است ساقيا قدحى پرشراب كن ........ ٣٩٦.
غزل ٤٧٨: فاتحه اى چو آمدى بر سر خسته اى بخوان ........ ٤٠٥.
غزل ٤٧٩: كرشمه اى كن وبازار ساحرى بِشِكن ........ ٤١٠.
غزل ٤٨٠: گلبرگ را ز سنبل مشكين نقاب كن ........ ٤١٦