عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧٠ - حقيقت دين
در اديان معروف به اين معناى لطيف و عالى كمتر مىرسيم جز در قرآن كريم؛ اين كتاب، دين را صريحا ارتباط خاص خوانده است و بايد از سرگردانى تفسيرها گذشت و به عين كلمات وحى متوجه گرديد، تا آنچه صاف و ساده از آن بدست آمد، پيروى كنيم.
در آية الكرسى از دين و ارتباط خلق با خالق تعبير به [بالعروة الوثقى لا انفصام لها] فرموده، يعنى طناب محكمى كه گسيختنى نباشد و به دست آوردن آن رشته را به شرط ساده و مشكلى مشروط نموده است كه عبارت مىباشد از عقد قلبى به خدا و اعراض از آنچه كه موجب سركشى و شرك بشود.
البته در گرويدن به اين دين، اكراه و اجبار نيست و به اختيار خلق گذاشته شده است، حتى فخر رازى در تفسير اين آيت وافى هدايت، اشعرى بودن خود را فراموش نموده و اختيار در پيروى و اعراض از دين را اختيارى دانسته و قول علماى اعتزال مانند قفال و غيره را بر تأييد اختيار در تفسير كبير خود نقل كرده است.
[لا إكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقى لا انفصام لها و الله سميع عليم][١].
در دين، هيچ اكراه و اجبارى نيست [كسى حق ندارد كسى را از روى اجبار وادار به پذيرفتن دين كند، بلكه هر كسى بايد آزادانه با به كارگيرى عقل و با تكيه بر مطالعه و تحقيق دين را بپذيرد]. مسلما راه هدايت از گمراهى [به وسيله قرآن، پيامبر و امامان معصوم] روشن و آشكار شده است. پس هر كه به طاغوت [كه شيطان، بت و هر طغيان گرى است] كفر ورزد و به خدا ايمان بياورد، بىترديد به محكمترين دستگيره كه آن را گسستن نيست، چنگ زده است و خدا شنوا و داناست.
[١] -بقره( ٢): ٢٥٦.