عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٥٦ - مال حلال در قرآن و روايات
بندهاى است كه امور دنيايى و مادىاش سبك و از نماز بسيار بهرهمند است، در پنهانى عبادت پروردگارش را بسيار نيكو به جاى مىآورد و با اين حال بين مردم از شهرت برخوردار نيست، روزى و زندگى مادىاش به اندازه كفاف نياز اوست و بر اين زندگى صابر است، نزديك مرگ، ارثش كم و گريه كننده بر او اندك است.
كنايه از اين كه اموالش را خرج حق كرده، از اين نظر چيزى براى ماندن نگذاشته و در بين مردم هم شهرت فوقالعاده ندارد، تا جمعيت كثيرى بر مرگش بنالند!!
قال رسول الله ٦: اللهم ارزق محمدا وآل محمد ومن أحب محمدا وآل محمد العفاف والكفاف وارزق من أبغض محمدا وآل محمد المال والولد[١].
پيامبر ٦ به پيشگاه حق عرض كرد: پروردگارا! محمد و آل محمد و دوستان محمد و آل محمد را عفت شكم و شهوت و اقتصادى پاسخگوى نياز عنايت كن و به دشمنان محمد و آل محمد ثروت و اولاد بده!!
چون در تاريخ حيات، ثروت و اولاد زياد باعث غرور و كبر و خودخواهى و ظلم شده، از اين جهت پيامبر ٦ براى دشمنان آن را درخواست مىنمايد و در حقيقت نفرين مىكند.
قال: أوحى الله عزوجل إلى موسى ٧ يا موسى لا تفرح بكثرة المال، ولا تدع ذكرى على كل حال فإن كثرة المال تنسى الذنوب وإن ترك ذكرى يقسى القلوب[٢].
[١] -الكافى: ٢/ ١٤٠، باب الكفاف، حديث ٣؛ بحار الأنوار: ٦٩/ ٥٩، باب ٩٥، حديث ٣.
[٢] -الكافى: ٢/ ٤٩٧، باب ما يجب من ذكر الله، حديث ٧؛ علل الشرايع: ١/ ٨١، حديث ٢؛ بحار الأنوار: ٦٧/ ٥٥، باب ٤٤، حديث ٢٣.