عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٥٨ - مال حلال در قرآن و روايات
محكوم و از انسانيت به دور است.
از رسول گرامى اسلام ٦ در اين زمينه روايتى به اين مضمون نقل شده:
ما أوحى إلى أن اجمع المال وكن من التاجرين ولكن أوحى إلى أن [
فسبح بحمد ربك و كن من الساجدين\* و اعبد ربك حتى يأتيك اليقين][١].[٢] به من وحى نشده مال جمع كن يا تاجر باش، بلكه به من وحى شده «تسبيحگوى و حمد پروردگار بجاى آر و از سجدهكنندگان باش و خدا را تا رسيدن مرگ بنده باش».
به سلمان گفتند: ما را وصيت كن. گفت: اگر مىتوانيد در راه حج يا در جبهه جهاد، يا در حال آباد كردن مسجد حق بميريد، در حال تجارت مال و خيانت، از دنيا نرويد.
آرى، اگر تاجر از مرز عفاف و كفاف بگذرد و در راه زياد كردن و جمع ثروت افتد، در حقيقت در ميدان حب دنيا كه رأس همه گناهان است افتاده و دچار ظلم و فسق و فجور و خيانت خواهد شد و اگر در اين حال بميرد خائن به خدا و انبيا و امامان و خائن به نفس خويش مرده است.
راه مستقيم حق اين است كه انسان برابر با دستور خداوند، هم كاسب مال باشد و هم كاسب فضيلت؛ چه بهرههاى عظيمى كه انسان مىتواند از طريق خرج كردن مال در راه خدا به دست آورد و چه كارهاى خيرى از قبيل ساختن مسجد، كتابخانه و مدرسه، به مستمندان و آبروداران كمك كردن و ... كه با مال مىتواند انجام دهد؟
[١] -حجر( ١٥): ٩٨- ٩٩.
[٢] -محجة البيضاء: ٣/ ١٤٤، آداب الكسب والمعاش، باب ١؛ بحار الأنوار: ٦٩/ ٤٧، باب ٩٤.