عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٦ - قانونگذارى در اسلام
كسانى كه ربا مىخورند [در ميان مردم و براى امر معيشت و زندگى] به پاى نمىخيزند، مگر مانند به پاى خاستن كسى كه شيطان او را با تماس خود آشفته حال كرده [و تعادل روانى و عقلىاش را مختل ساخته] است، اين بدان سبب است كه آنان گفتند: خريد و فروش هم مانند رباست. در حالى كه خدا خريد و فروش را حلال و ربا را حرام كرده است. پس هر كه از سوى پروردگارش پندى به او رسد و [از كار زشت خود] بازايستد، سودهايى كه [پيش از تحريم آن] به دست آورده مال خود اوست و كارش [از جهت آثار گناه و كيفر آخرتى] با خداست و كسانى كه [به عمل زشت خود] بازگردند [و نهى خدا را احترام نكنند] پس آنان اهل آتشاند و در آن جاودانهاند.
با اين بيان مردم را متوجه حكمت تشريع حرمت ربا مىكند تا بدانند كه نمىشود خريد و فروش را مانند ربا حرام يا ربا را مانند آن حلال دانست؛ زيرا در خريد و فروش كسى كه پولى داده و جنسى خريده اولا عملى انجام داده و عمل انسان محترم است و ارزش دارد و ثانيا در مقابل پول خود جنس دارد كه ممكن است آن را به بيش از آنچه خريده يا به همان قيمت و گاهى به كمتر بفروشد، برخلاف ربا كه پول زيادى در برابر مدت گرفته مىشود نه در برابر عمل و آن كه يك ريال مىگيرد و دو ريال مىدهد، يك ريال از پول خود را بدون عوضى كه به دستش آيد از دست مىدهد و با اين روش تدريجا ربادهنده همه مال خود را از دست مىدهد و رباخوار مالك اموال ديگران مىشود بىآن كه براى آنها توليدى كرده باشد، يا ماده خامى را به صورت قابل استفاده درآورده باشد، يا جنسى را كه در محلى موجود نيست به آن محل آورده باشد، به اين خاطر خداوند براى حفظ ملكيت و آبروى مردم بيع را حلال و ربا را حرام كرده است.