عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧٣ - معناى عرفانى دين
دين در مرتبه اول آگاهى است كه ثمره آن عشق به مولا و نتيجه آن عشق رنگ گرفتن از صفات اوست.
دين، صفاى باطن و وفاى به عهد و بصيرت به كار و عاقبت آن و خلوص در عبادت و رفاقت كردن با اوليا و عاشقان است.
دين، نفس زدن به ياد او و براى او و در راه او و جلا دادن آينه دل با اطاعت از دستورهاى او و دورى از نواهى او براى تجلى جمال اوست.
دين، عشق است و عمل، عهد است و وفاى به عهد، علم است و صدق، راستى است و درستى، طهارت ظاهر و پاكى باطن و حرام كردن هر چيزى كه مانع بين عاشق و معشوق است.
دين، محبت عبد است به خدا و اطاعت از حق و نتيجهاش عشق حق به عبد:
[قل إن كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله][١].
بگو: اگر خدا را دوست داريد، پس مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد.
اين آيت ازروى حقيقت رمز ديگرى دارد و ذوقى ديگر، مىگويد: هركه را از اين حديث سودايى در سينه مىبود، بگوى بر پى ما بيرون آى كه كارها همه در قدم ما تعبيه كردهاند، دل خود را به عقل در مبند كه عقل، پاسبانى است، راهبر نيست، تا عنان به او دهى و راه نيست تا روى در وى آرى، آنچه طلب كنى از عقل طلب مكن، از نبوت طلب كن؛ عقل، غاشيه كش احكام دين است، عزت و كبرياى دين در ميزان عقل نگنجد و در حيز جوهر و عرض نيايد، دين ما همان دين است كه صد و بيست و چهار هزار انبيا و رسل را بوده است.
[١] -آل عمران( ٣): ٣١.