عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٨ - حقيقت دين
است و اين كار عظيم مربوط به خواست حقيقى تو و فضل بارى تعالى است.
در ساير موجودات، آن رشته را شدت و ضعف نيست، چون اراده و اختيار ندارند و بايد سير كمالى خويش را چنانچه براى هريك مقرر شده طى كنند و از اين نظر است كه مثلا: كندن نهال، ميوه نارسيده، كشتن حيوانات مفيد براى تفنن و تفريح، گناه است و بايد گذاشت كه آنها به حد كمال خود برسند و سپس در موارد لازم استفاده نمود.
ولى در بشر كه جنبه اراده و اختيار دارد برحسب حسن اختيار و سوء اختيار خود، اين رشته قوت و ضعف مىپذيرد، لكن بر هر تقدير آن ارتباط قطع شدنى نيست و هر وقت كه انسان اراده كند، مىتواند به تقويتش بپردازد و ارتباط خويش را به خالق خود نمايان سازد كه درهاى رحمت هميشه باز است.
اين رشته عبارت از آن لطيفهاى است كه دست قدرت در فطرت انسان نهاده و هر كس اندكى به خود آيد، تشخيص خواهد داد كه احيانا خواه و ناخواه به غيبى توجه كرده؛ اين توجه دفعى و قهرى ناشى از كشش و التفات همان لطيفه نهادى است، ولى غفلت و مشغله حواس و هوسها مانع از آن است كه انسان از خود بپرسد و غور و دقت كند كه آن بارقه ناگهانى چه بود و از كجا آمده و چگونه و به كدام سو متوجه شدم؟
انبيا براى يكسو زدن اين پرده غفلت برانگيخته شدهاند، تا تذكر دهند كه تو اى انسان! صاحب يك چنين مزيت و موهبت عالى هستى، قدر آن و مقدار خود بدان و به قول عارفى:
|
اى خسته درون تو نهالى است |
كز هستى آن تو را كمالى است |
|
|
اى سايه نشين هر درختى |
بنشين به كنار خويش لختى |
|
خواجه حافظ پس از سالها سرگردانى و تحمل رنجها، وقتى به بركت هدايتى