عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٧٨ - نفس و مقامات اربعه
و مشهود هستند، در نظر عارف الهى يكى شوند، يعنى همه را از عرش اعلاى تجرد تا مرز خاك به صورت نگارستانى مشاهده نمايد كه در تمامت سقف و ديوار آن عكس علم و قدرت و حيات و رحمت و نقش و لطف و مهر و محبت الهى و عنايت يزدانى به قلم تجلى نگاشته و پرتو جمال و جلال حق بر آن افتاده است.
در اين نظر بر به بحر و درياها به خشكىها، افلاك و خاك، عالى و دانى بهم متصل و پيوسته و يكى خواهند بود و همه با يك نغمه و به يك صداى موزون خبر از عظمت عالم ربوبى دهند و در اين مقام به حقيقت توحيد و كلمه طيبه «لا إله إلا الله» متحقق شود، يعنى همه صفات كمال را منحصر به حق داند و در غير حق ظل و عكس صفات كمال را پندارد و اين مقام را طمس خوانند.
درجه ثالثه: مقام فناء در ذات است كه فناء در احديت گويند و در اين مقام همگى اسماء و صفات، از صفات لطف همچون رحمان و رحيم و رزاق و منعم و صفات قهر مانند قهار و منتقم را مستهلك در غيب ذات احديت نمايد و به جز مشاهده ذات احديت هيچگونه تعينى در روح او باقى و منظور نماند، حتى اختلاف مظاهر همچون جبرئيل و عزرائيل و موسى و فرعون از چشم حقيقتبين صاحب اين مقام مرتفع شود، مهر و خشم حق، بسط و قبض، عطا و منع وى، بهشت و دوزخ براى او يكى گردد، صحت و مرض، فقر و غنى، عزت و ذلت برابر شود، در اين مرحله است كه شاعر عارف، الهى نيك سروده كه گفت:
|
گر وعده دوزخ است و يا خلد غم مخور |
بيرون نمىبرند تو را از ديار دوست |
|
و شايد يكى از مراتب استقامت كه در صحيفه الهيه امر بدان فرموده و ممدوح در علم اخلاق و محمود در فن عرفان است، همين مقام شامخ فنا در ذات است و اين مقام را «محق» خوانند كه به كلى اغيار از هر جهت محو و نابود گشته، توحيد صافى و خالص ظهور و تحقق يافته است، در اين مرتبه كه آخرين منازل و سفر إلى