عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٧٩ - نفس و مقامات اربعه
الله- جلت عظمته- بود به لسان حقيقت گويد: «يا هو يا من ليس إلاهو» و چون طالب حق به اين مقام رسيد از هويت او و هويت همه ممكنات چيزى نمانده بلكه در تجلى حقيقت حق متلاشى و مضمحل شدهاند، [لمن الملك اليوم لله الواحد القهار][١]»[٢].
آرى، اگر جلوى نفس از غرق شدنش در شهوت، شهوت طعام و شراب، شهوت جاه و مقام، شهوت خودخواهى و خودبينى، شهوت مال دوستى و دنياپرستى و خلاصه هر شهوت نابجا و غلطى گرفته شود، به مقامات عالى رسيده و به صفات حق آراسته شده، بلكه از او خودى باقى نمانده و جز خدا چيزى در بين نخواهد ماند.
به قول فيلسوف كبير، حاج ملا هادى سبزوارى:
|
اى به ره جستجوى نعرهزنان دوست دوست |
ور به حرم ور به دير كيست جز او اوست اوست |
|
|
پرده ندارد جمال غير صفات جلال |
نيست بر اين رخ نقاب نيست بر اين مغز پوست |
|
|
جامه دران گل از آن نعره زنان بلبلان |
غنچه بپيچد به خود خون به دلش تو به توست |
|
|
يار به كوى دل است كوى چو سرگشته گوى |
بحر به جوى است وجوى اين همه در جستجوست |
|
|
با همه پنهانيش هست در اعيان عيان |
با همه بىرنگيش در همه زاو رنگ و بوست |
|
[١] -غافر( ٤٠): ١٦.
[٢] -ياد نامه علامه طباطبائى: ٥٨٣.