عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥٤ - مخالفت با هواى نفس، بهترين عبادت
حارث محاسبى گفته:
سزاوار است كسى را كه نفس خود را به رياضت مهذب گردانيده كه او را راه بنمايد به مقامات.
ابوالحسن خرقانى فرموده:
همه چيزها را غايت بدانستم الا سه چيز را، هرگز غايت ندانستم: غايت كيد نفس و غايت درجات مصطفى و غايت معرفت.
جلال الدين آن عارف نكتهشناس در جلد سوم مثنوى گويد:
|
نفس اژدرهاست او كى مرده است |
از غم بىآلتى افسرده است |
|
|
گر بيابد آلت فرعون او |
كه به امر او همى رفت آب جو |
|
|
آن كه او بنياد فرعونى كند |
راه صد موسى و صد هارون زند |
|
|
كرمك است اين اژدها از دست فقر |
پشهاى گردد زمال و جاه و صقر |
|
|
اژدها را دار در برف فراق |
هين مكش او را به خورشيد عراق |
|
|
تا فسرده مىبود آن اژدهات |
لقمه اويى چو او يابد نجات |
|
|
مات كن او را و ايمن شو زمات |
رحم كم كن نيست او ز اهل صلات |
|
|
كان تف خورشيد شهوت بر زند |
وان خفاش مرده ريگت پر زند |
|
|
ميكش او را در جهاد و در قتال |
مردوار الله يجزيك الوصال |
|
|
هر خسى را اين تمنا كى رسد |
موسيئى بايد كه اژدرها كشد |
|
ابوسعيد ابوالخير در تفسير [فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن بالله ...][١] مىگويد:
تا به نفس خويش كافر نگردى به خداى مؤمن نشوى و طاغوت هر كسى نفس اوست.
[١] -بقره( ٢): ٢٥٦.