عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٦ - جهل نسبت به نفس، بزرگترين خطر
يكى در ديگرى اتفاق كلمه حاصل است.
در اين باب توجه به مشاهدات خود كافى است و به تعلم وآموختن از حكيمى نياز نيست، ارتباط به اندازهاى است كه بعضى قائل به وحدت آن دو شدهاند!!
هيچ عملى در نفس حادث نمىشود مگر آن كه اثر طبيعى علم وظائف الاعضاء خود را در قسمتى از دفاع و سلولهاى مربوط به آن بجا مىگذارد، به طورى كه بعضى از آنها در ظاهر بدن نيز محسوس و منعكس مىشود، فرح، حزن، نفرت، رغبت، عزم و غيره، اين موضوع همواره مورد توجه متفكرين بوده است.
علم النفس تجربى مخصوصا با كمك علم الحيات و علم وظائف الاعضاء موضوع ارتباط كامل را بيشتر خاطرنشان و محسوس مىنمايد.
ارتباط ما با عالم خارج و معرفت به موجودات عالم از راه حواس است و لذا هرگاه فاقد حسى شويم از معرفت متعلقات همان حس محروم خواهيد بود، كور مادرزاد از الوان و اشكال بىخبر است و كر طبيعى از معرفت هرگونه صوتى محروم است و چنانچه حواس را فاقد شويم، معلوماتى نخواهيم داشت، حتى از ثمرات عقل نيز محروم خواهيم بود؛ زيرا دريچههاى ادراك بسته شده است.
هرگاه ضربهاى سخت بر سر وارد شود، يا اتر و كلرفرم استعمال گردد، شخص تمام شعور يا بعض آن را از دست مىدهد، حالت صحت بدن اثر بارزى در حالت روحى انسان دارد.
به عالم حيات با چشم ديگر مىنگرد، خوب فكر مىكند و فعاليتش بهتر است، عقل سالم در بدن سالم است، در معاشرت، حسن خلق دارد.
در حال گرسنگى و تشنگى و خستگى بدن نمىتوان خوب فكر كرد و استنباط نيكو داشت چنانچه اعمال عقلى بعد از هر غذاى كاملى مشكل است.
يك الم جسمانى، شخص را از هرگونه كار بازمىدارد، قاضى، طبيب و امثال