عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٩ - انسانهاى پستتر از حيوان
أعين لا يبصرون بها و لهم آذان لا يسمعون بها أولئك كالأنعام بل هم أضل أولئك هم الغافلون][١].
و مسلما بسيارى از جنيان و آدميان را براى دوزخ آفريدهايم [زيرا] آنان را دلهايى است كه به وسيله آن [معارف الهى را] در نمىيابند و چشمانى است كه توسط آن [حقايق و نشانههاى حق را] نمىبينند و گوشهايى است كه به وسيله آن [سخن خدا و پيامبران را] نمىشنوند، آنان مانند چهارپايانند بلكه گمراهترند؛ اينانند كه بىخبر و غافل [ازمعارف و آيات خداى] اند.
از آيات قرآن و روايات اسلامى استفاده مىشود كه مقصود حق از خلقت انسان، رسيدن او به رشد و كمال الهى و قرار گرفتنش در بهشت برين است.
تمام مايههاى رشد و كمال و سعادت و سلامت در وجود هر انسانى بالقوه موجود است و به فعليت رسيدن آن در گرو اتصال انسان به نبوت انبيا و امامت امامان است.
اين اسلام است كه از روستايى ايرانى، سلمان و از بيابانگرد ربذه، ابوذر و از سياه حبشى، بلال و از دو كارگر ساده و گرفتار در بند رقيت، ياسر و سميه مىسازد.
مقصد اصلى از خلقت انسان، كمال در اين دنيا و بهشت در آن عالم است.
خلقت بسيارى از جن و انس براى جهنم، مقصد واقعى و اصلى نيست بلكه اين يك امر تبعى است، به اين معنى كه جهنمى شدن انسان در اراده حق تابع عدم قبول شرايط كمال از طرف انسان است و جمله [ذرأنا] كه به معناى (خلقنا) است مفهومى بيش از اين ندارد.
آيه [لهم قلوب لا يفقهون بها] و دنباله آن به معناى نابود كردن استعدادهاى خدا
[١] -اعراف( ٧): ١٧٩.