عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١١ - حقيقت استعجال
غبطه به حسد عبارت كرد و اين را صنعت اتساع خوانند، از براى قرب معنى هريك بهم.
پس اگر او را صلاح در آن نباشد و زوال آن نعمت خواهى از او آن را غيرت گويند و ضد حسد نصيحت است و آن ارادت بقاء نعمت است بر برادر مسلمان خويش از آنچه او را در آن صلاحى باشد.
اگر گويند: چگونه بدانيم كه او را در اين صلاح است يا فساد، تا نصيحت كنيم يا حسد بريم؟ بدان كه ما را غلبه ظنى هست و اين غلبه ظن در اين موضع قائم مقام علم است و جارى مجراى او، پس اگر بر تو مشتبه شود زوال نعمت هيچ مسلمان و بقاى آن مخواه إلابه شرط صلاح و مقيد به تفويض، تا از حكم حسد خلاص يافته و فايده نصيحت حاصل كرده باشى.
اما حصن نصيحت كه مانع باشد از حسد، ذكر آن چيزهاست كه حق تعالى بدان فرموده است از موالات و دوستى با مسلمانان و حصن اين حصن ذكر تعظيم مؤمنان كه خداى تعالى كرده است و رفعت قدر ايشان و كرامات عظيم كه ايشان راست در آخرت و فايدهها كه تو راست در دنيا از ايشان، چون يارى دادن از تعاون و تظاهر و جماعات و جمعات و اميد سعادت ايشان در آخرت. اين تذكر و امثال اين تو را بر نصيحت برادر مسلمان [وا] دارد و از حسد بازدارد.
حقيقت استعجال
اما استعجال: بدان كه عجله معنى است در دل كه مرد را بر اقدام دارد در كارها به اول خاطرى كه درآيد و توقف وتأمل نكند در آن و بر سر آن و عاقبت آن كار مطلع نشود و استعجال عمل كردن است به تعجيل بىرؤيت و اتباع آن كردن.
و ضد آن اناءت است و اين معنى است ثابت در دل كه مرد را بر احتياط دارد