جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٤٣٩ - فصل اول در بيان آن چه موجب خونبها مىشود
بميرد خون او هدر است و بعضى از مجتهدين برآنند كه اگر در افتادن مضطر باشد خونبها بر عاقله است و اگر باد او را بيندازد خون هر دو هدر است.
دوازدهم هر گاه طفلى را از بلندى بر سر كسى اندازد و قصد كشتن نكند و غالبا آن انداختن موجب كشته شدن نباشد و اتّفاقا بكشد خونبهاى او را از مال خود ضامنست.
سيزدهم هر گاه كسى در راه تنك در جائى كه مكان ايستادن نباشد بايستد و كسى بر او خورد و كشته شود ضامن خونبهاى اوست.
چهاردهم هر گاه كسى شخصى را شب از خانه بيرون آورد و صباح او را كشته بيابند ضامن خونبها اوست هر گاه گواه نداشته باشد كه باز او را به خانه او رسانيده يا ديگرى او را كشته و اگر او را مرده بيابند آيا خونبهاى او بر او لازمست مجتهدين را در اين خلافست و اگر بيرون آوردن بالتماس مقتول باشد بيرون آورنده ضامن نيست و بعضى از مجتهدين گفتهاند كه در اين صورت نيز ضامنست امّا اگر شخصى را بطلبد و ديگرى از خانه بيرون آيد ضامن نيست.
پانزدهم هر گاه زن شير دهنده در خواب بر طفلى بيفتد و او را بكشد عاقله او ضامن خونبهاى آن طفلست و بعضى از مجتهدين برآنند كه اگر شير دادن را جهت افتخار قبول كرده خونبهاى او را از مال خود بدهد و اگر جهت احتياج قبول كرده عاقله او مىدهد و اقوى آنست كه در هر دو صورت عاقله مىدهد.
شانزدهم آن كه اگر شير دهنده طفل شخصى را بگيرد كه شير دهد و در وقت رجوع نزاع شود ميانه ولىّ آن طفل و آن زن در آن كه آن شخص گويد كه اين فرزند من نيست و شير دهنده گويد فرزند تست آنگاه ظاهر شود كه دروغ گفته در اين صورت هر گاه فرزندى كه او بشناسد حاضر نسازد ضامن خونبهاى آن طفلست.
هفدهم هر گاه كسى بر كسى سوار شود و شخصى ديگر يكى از ايشان را بگزد و او از آن نفرت كند و سوار را بيندازد و كشته شود مجتهدين را در اين صورت سه قولست:
اوّل آن كه خونبها بر آن كس است كه گزيده و اين از حضرت امير المؤمنين ٧ منقولست.
دوّم آن كه هر يك از گزنده و كسى كه بر او سوار بوده ثلث خونبها دهند و ثلث ديگر ساقط است چه او خود به لعب سوار شده.
سيّم آن كه اگر گزنده لجاج كرده باشد آن كس را در انداختن به حيثيّتى كه بىاختيار نفرت كرده خونبها بر گزنده است و اگر چنين نباشد خونبها بر كسى است كه انداخته و اين قول سيّم اقوى است.
هجدهم زن شخصى ديگرى را در خانه پنهان كرده باشد و بعد از آن كه بر شوهرش ظاهر شود آن شخص را بكشد خونبهاى او را آن زن مىدهد بر قول