تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٠٣ - توصيف آن حضرت از امامت و امام و مقام او
(١) امام: امينى رفيق، پدرى شفيق، و برادرى همزاد است، همانند مادرى نكوكار نسبت به فرزند خردسال است، پناهگاه بندگان است.
(٢) امام: امين خدا در زمين و در ميان خلق است، بر بندگانش حجت، و در شهرهايش جانشين است، (مردم را) به خدا خواند و از حريم او دفاع كند.
(٣) امام: پاككننده گناهان، و زداينده عيبهاست، خاصهاش علم و نشانش حلم است، نظام دين، عزت مسلمين، خشم منافقين و نابودى كافرين است.
(٤) امام: يگانه دوران است، هيچ كس به پايه او نرسد، عالمى همطرازش نباشد، جايگزين و مثل و مانند ندارد، بدون سعى و طلب به فضل خداى وهاب به همه فضائل ممتاز است، چه كسى تواند به معرفت امام نائل شود، يا به كنه وصفش رسد؟ (٥) هيهات! هيهات! در توصيف شأنى از شئون، يا فضيلتى از فضائل امام، عقلها گمگشته، خردها سرگردان، مغزها حيران، سخنوران فرو مانده، شاعران خسته، اديبان ناتوان، زبان آوران وامانده، دانشمندان درمانده، و همه به عجز و تقصير خويش معترفند. با اين وصف چگونه توان همه فضائل او را بيان كرد، يا او را چنان كه هست به نعت آورد؟ و چگونه كسى تواند جايگزين وى شود، يا از عهده كارش برآيد؟ و كى؟ با اينكه امام چون اختران از دسترس متناولان، و توصيف واصفان بدور است، اينان پندارند اين مقام در غير آل پيغمبر ٦ يافت شود؟ به خدا، نفسشان به آنها دروغ گفته، و ياوهسرائيها آرمانها (ى غلط) به آنان داده كه پا به نردبانى دشوار نهاده، و راهى لغزنده در پيش گرفتهاند، كه گامها (ى نااستوار)- شان آنها را به پرتگاه افكند، همى خواهند امام را به آراى خود نصب كنند، چگونه حق انتخاب دارند با اينكه امام عالمى خالى از جهل، و سرپرستى خالى از مكر (و به نقل ديگر مناسبتر، خالى از ضعف) است امام معدن نبوت است، در نسب طعنى ندارد و در حسب هماوردى، نژاد از قريش دارد، قله از هاشم، و عترت از پيغمبر ٦، شرف اشراف است و نسل عبد مناف. علمى فزاينده و حلمى به كمال دارد، در اين امر (امامت) توانا و به سياست داناست، در خور رياست، و واجب الاطاعه است، قائم به امر خدا و خير خواه بندگان اوست. خداوند پيامبران و اوصياى آنها را توفيق دهد، استوار سازد، از علم نهفته و حكمتش چندان به آنها عطا كند كه نصيب هيچ كس ننمايد، علمشان ما فوق همه دانشمندان زمان است، (٦) خداوند فرموده: