تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٢٣ - وصف ايمان
سائل حق ندارد بپرسد: ايمان چيست؟ جز وقتى كه معلوم كند ايمان به كه؟ سدير گفت:
يا ابن رسول اللَّه چنانچه صلاح بدانيد تفسير و تفصيل مطلب را بيان فرمائيد، فرمود: هر كه خدا را با توهمات و خيالات شناسد مشرك است، هر كه خدا را به «اسم» شناسد، نه به «معنى» (و حقيقت) به نقص (حدوث وجود خداوند) اعتراف كرده چون اسمها حادثند (و بندگان آنها را انتخاب كردهاند، و ذات مقدس او قديم است) آن كه اسم و معنى را (با هم) پرستد (اسم را) با خدا شريك قرار داده. آن كه معنى را بوسيله صفت نه بواسطه ادراك پرستد، حواله بر غايب كرده و هر كه صفت و موصوف را (با هم) پرستد، توحيد را باطل كرده، زيرا صفت غير از موصوف است (و دوگانگى با توحيد نسازد).
(١) هر كه موصوف را به صفت ضميمه كند (بخواهد با صفت موصوف را بشناسد) بزرگ را كوچك كرده (و چنان كه شايسته است خدا را نشناخته). پرسيدند: پس راه يكتاپرستى چيست؟ فرمود: راه بحث باز است. و جستجوى چاره ممكن، حاضر را پيش از صفاتش شناسند (نخست مثلا انسانى را با همه خصوصيات ببيند، و سپس به اوصاف او از علم و كمال و غيره پى برند) و غايب را، صفاتش را پيش از خودش (كه اول صفات وى را شنوند، آنگاه خودش را ببينند و بشناسند و خدا چون حاضر است بايد در آغاز خودش را، شناخت، سپس موجودات ديگر و از جمله وجود خود را بوسيله او شناخت) پرسيدند: چگونه شخص و ذات حاضر را پيش از صفاتش شناسند؟ فرمود: نخست علم و معرفت تو به «عين» او تعلق مىگيرد (و وجود خدا در ذهن مىآيد) سپس خودت را بوسيله او مىشناسى، نه اينكه خودت را بواسطه خود و از جهت وجود خود بشناسى، و بدانى كه آنچه در وجود توست مال خودش و وابسته به خودش است چنان كه به يوسف گفتند:
«تو حتما يوسفى؟ گفت: آرى من يوسفم و اين برادر من است:» (يوسف: ٩٠). برادرشان را به وجود خودش شناختند نه بوسيله ديگرى، و نه با توهمات و خيالات باطنى خود، نمىبينى خدا فرمايد: «شما را نرسد كه درختان آن (باغستانها) را برويانيد.» (نمل: ٦٠).
«يعنى حق نداريد سر خود امامى انتخاب كنيد و به ميل و اراده خود ذى حقش ناميد (اين هم مثال ديگرى و يا نظيرى است براى مسأله شناخت خدا از ناحيه خودش نه ديگران).
سپس امام ٧ اضافه كرد: سه كسند كه روز قيامت، خدا (از سر خشم) با آنان سخن نگويد، به آنها (به ديده رحمت) ننگرد، (از آلودگى گناه) پاكشان نسازد، و عذابى دردناك دارند: ١- آن كه درختى بنشاند كه خدا ننشانده، يعنى كسى را به امامت نصب كند كه خدا نكرده. ٢- آن كه امامى را كه خدا نصب كرده انكار كند. ٣- و كسى كه پندارد آن دو گروه بهرهاى از اسلام دارند. خداوند فرموده: «پروردگار تو هر چه خواهد بيافريند، و انتخاب كند، و اختيار بدست ديگران نيست.» (قصص: ٦٨).
(٢)
وصف ايمان
معناى ايمان عبارت است از: اقرار، فروتنى در برابر خدا. بوسيله اين اقرار، تقرب جستن به درگاه او، و انجام كليه واجبات كوچك يا بزرگ از توحيد و خداشناسى تا