تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٧٣ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
فرمود به خدا، (اين دشنامها) سودتان نبخشد، و خدا بر مذمت بىتقصيرها مجازاتتان مىكند، حسن! مگر نمىدانى كه ثواب و عقاب، و مكافات عمل در دنيا و آخرت به دست خداست؟ گفتم: چرا، مولاى من. فرمود: ديگر تكرار نكن، و براى روزها نقشى در حكم خدا قائل مشو. گفتم: بچشم، مولاى من.
(١) هر كه از مكر و مؤاخذه دردناك خدا ايمن شود، تكبر كند تا گاهى كه قضا و فرمان نافذ او گريبانش را بگيرد، و هر كه از جانب خدا دليلى روشن داشته باشد، هر مصيبتى را سبك شمارد، هر چند بدنش را قيچى كنند، و پاره پاره شود.
(٢) «داود صرمى» گويد: سرورم (امام دهم) به من دستورهاى زيادى داد (ظاهرا پيامهائى بوسيله او فرستاده) سپس فرمود، بگو ببينم چطور مىگوئى؟ من آنچنان كه فرموده بود بياد نداشتم حضرت دوات را مركب كرد و نوشت: بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم، ان شاء اللَّه يادم مىآيد و كار به دست خداست، من لبخند زدم. فرمود چرا خنديدى؟ عرض كردم:
خير است. فرمود: بگو. گفتم: حديثى يادم آمد كه يكى از اصحاب ما از جد شما حضرت رضا ٧ نقل كرد كه چون دستور كارى مىداد مىنوشت: بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ان شاء اللَّه به يادم خواهد آمد از اين رو تبسم كردم. فرمود: داود، اگر بگويم تارك تقيه چون تارك نماز است راست گفتهام.
(٣) روزى فرمود: «بطيخ» (كه بمعناى: خربزه، كدو، هندوانه و خيار آمده و معلوم نيست اينجا مراد كدام است) باعث خوره است. يكى گفت: مگر مؤمن پس از چهل سالگى از ديوانگى و خوره و پيسى در امان نيست؟ فرمود: چرا ولى مؤمن هم اگر از دستور آن (خدائى) كه ايمنش داشته تخلف كند از كيفر خلاف در امان نيست.
(٤) شكرگزار، سعادت شكرش از سعادت نعمتى كه موجب شكر شده، بيشتر است، چه نعمت، حاجت زندگى است و شكر، هم نعمت است و هم پاداش.
(٥) خدا دنيا را جاى گرفتارى قرار داده، و آخرت را سراى پاداش، گرفتارى دنيا را سبب ثواب آخرت قرار داده، و ثواب آخرت را عوض گرفتارى دنيا.
(٦) ظالم خردمند ممكن است خردش باعث عفو از ستمش گردد، و حق به جانب نابخرد ممكن است، سفاهتش نور حقش را خاموش كند.
(٧) آنكه دوستى و رأيش را براى تو جمع كند (و با دلسوزى رأيى دهد) اطاعتت را برايش جمع كن.