تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨١ - سخنان كوتاه پيغمبر
مالى بيش نفرستاده باشد كه بحساب خدا گذارد، گرچه ثروت كلانى از خود بگذارد.
(١) باز پرسيد: صرعه (قهرمان كشتى) بنظر شما كيست؟ گفتند: پهلوانى كه هيچ كس نتواند بخاكش افكند. فرمود: نه، صرعه واقعى كسى است كه شيطان مشت به قلبش كوبد تا سخت خشمگين شود و خونش بجوش آيد، آنگاه خدا را ياد كرده با نيروى حلم، غضب را بخاك افكند.
(٢) آنكه بدون علم عمل كند آنچه خراب نمايد بيش از آن است كه اصلاح كند.
(٣) نشستن در مسجد به انتظار وقت نماز عبادت است تا حدثى از او سر نزده، پرسيدند حدث چيست؟ فرمود: غيبت.
(٤) روزهدار گرچه در بستر خوابيده باشد در عبادت است تا از مسلمانى غيبت نكرده.
(٥) آن كه عمل زشتى را نشر دهد (در گناه) همانند مرتكب آن است و هر كه مؤمنى را براى كارى ملامت كند نميرد تا به آن كار گرفتار شود.
(٦) سه كس را اگر چه نيازارى، بيازارندت: فرومايه، زن، نوكر (يعنى اينها به حق خود قانع نيستند).
(٧) چهار چيز نشانه بدبختى است: خشكى چشم، سنگينى دل، حرص زياد به مال و اصرار بر گناه.
(٨) مردى گفت: مرا نصيحت كنيد. فرمود: غضب نكن. باز گفت: مرا نصيحت كنيد.
فرمود: غضب نكن، سپس اضافه كرد: پهلوانى به كشتىگيرى و مرد افكنى نيست، پهلوان آن است كه وقت غضب بر خود مسلط باشد.
(٩) ايمان آن كس كاملتر است كه اخلاقش نيكوتر باشد.
(١٠) مدارا در هيچ كار نباشد جز اين كه زينتش بخشد و درشتى در هيچ امر نيايد جز آن كه زشتش سازد.
(١١) لباس توانگرى را آشكار كند و احسان به نوكر دشمن را سركوب نمايد.
(١٢) من به مداراى با مردم مأمورم چنان كه به تبليغ رسالت.
(١٣) در كارها از مخفىكارى استمداد كنيد، كه مردم به هر صاحب نعمتى حسد برند.
(١٤) ايمان دو نيمه است يكى صبر و ديگرى شكر.
(١٥) خوش عهدى از ايمان است.