تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢١٣ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
پيك و پيامها و درخواستهاى محتاجان را بررسى كن، ببين وضع آنان و تسليمشان در مقابل والى و امام خود چگونه است؟ زيرا تنگ حوصلگى، كبر و نخوت، خوى بسيارى از دبيران و نويسندگان است، جز آن كس كه خدايش نگه دارد، مردم از درخواست دادن و عرض نيازمنديها ناگزيرند، و هر عيب و نقصى كه در منشيان باشد و تغافل كنى و ناديده گيرى همه به گردن توست، چنان كه هر كمال و فضيلتى در وجود آنها باشد بحساب تو خواهد بود، علاوه بر اجر و ثوابى كه در پيشگاه خداوند دارى. (١) اما در باره بازرگانان، پيشهوران و صنعتگران، بايد با آنها نيك رفتار باشى، سفارش مرا در حق آنان بپذير و تو خود نيز (در باره آنها) سفارش كن، چه آنها كه در يك نقطه ثابتند، و چه آنها كه در گردشند، يا به كارهاى دستى مشغولند، اين طبقه سرچشمه ثروتند، اينها هستند كه از خشكى و دريا، دشت و كوه، و مناطقى كه ديگران با وضع آنجا ناسازگارند و حتى سرزمينهاى دشمن كه سايرين جرات قدم نهادن در آن را ندارند، و از دست ارباب صنايع كه خداوند كارها را بدست آنها اصلاح مىكند (و خلاصه از هر گوشه و كنار جهان) جلب منافع مىنمايند، پاس احترام اين گروه را بدار، امنيت راههاى كاروانى آنها را تأمين كن، حقوقشان را دريافت كن، اينان (بمقتضاى شغل و حرفهاى كه دارند) مردمى سالم و بىآزارند، از شرشان هراسى نيست، صلحجويانى هستند كه بيم فتنه و آشوبى از ناحيه آنان نمىرود، (زيرا در پناه صلح و آرامش است كه بازرگان مىتواند به كار خود ادامه دهد و بمقتضاى طبع سود خواه هرگز سوداى آشوب در سر نمىپرورد) محبوبترين كار در نظر آنها كارى است كه بيشتر نگهبان امن و نگهدار سلطان باشد، به امور آنان چه در مركز و چه در شهرستانها رسيدگى كن؛ ولى در عين حال از اين نكته غافل مباش كه در انبوهى از اين طائفه سختگيريهاى بيحد، بخلهاى زننده، احتكار منافع و بىانصافى وجود دارد و اين (صفات غير انسانى) براى توده زيانبخش، و براى حكمرانان مايه ننگ است، از احتكار جلوگيرى كن كه پيغمبر ٦ آن را تحريم فرموده. خريد و فروشها بايد سهل و ساده با سنگ و ترازوى عادلانه باشد و نرخهائى خالى از اجحاف كه جانب خريدار و فروشنده هر دو رعايت گردد، و چنان كه پس از اعلام منع احتكار تاجرى به اين عمل ناستوده اقدام كرد او را كيفر ده، اما مجازات نبايد ظالمانه باشد و از مرز عدالت تجاوز كند، پيغمبر ٦ چنين مىكرد.
(٢) خدا را، خدا را، در باره طبقه پائين اجتماع، بيچارگان، بينوايان، نيازمندان، و زمينگيران؛ در اين طبقه مردمى يافت مىشوند كه به اندك نوائى قانعند و كسانى كه (از شدت فقر) پريشانى خود را پوشيده ندارند، ولى (از بلند طبعى) دست گدائى برنيارند، خدا رعايت حقوق آنان را از تو خواسته خدا را در اين باره منظور دار، در هر شهرستان سهمى از درآمد املاك و غنائم به آنها اختصاص ده، در اين قسمت بين دور و نزديك فرقى نيست و رعايت حقوق همه بعهده توست، نبايد هيچ فكرى ترا از توجه به حال محرومان غافل كند، پرداختن به كارهاى مهم، عذر تقصير در وظيفههاى كوچك نمىشود، همت خويش را از آنها مگردان، از سر كبر و ناز روى از آنان برمتاب، براى خدا تواضع كن، تا خدايت بلند كند. در برابر ناتوانان افتاده و فروتن باش، و چنان وانمود كن كه تو به اين روش نيازمندى.