تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٠٩ - سپس حقوق كارها
(١) ٧. حق دست آن است كه به حرام دراز نكنى، كه فردا به كيفر خدا گرفتار شوى، و امروز به سرزنش ملامتگران، و از كارهاى واجب آن را عقب نكشى، بلكه با بستن دست از بسيارى از نارواها و گشودنش به بسيارى از غير واجبات، عزيزش دارى[١] آنگاه است كه خردمندى كرده شرف دنيا و ثواب آخرت را فراهم خواهد كرد.
(٢) ٨. حق شكم اين است كه آن را ظرف حرام، كم يا زياد نكنى، در حلال نيز ميانهروى نمائى از حد تقويت بحد سستى و ناجوانمرديش نكشانى، هنگام احساس گرسنگى و تشنگى بر آن مسلط باشى كه سيرى تا حد تخمه (هيضه) مايه كسالت، كندكارى، و باز شدن از هر خير و كرامتى است، و آب خوردن تا آنجا كه شكم مالامال شود حماقت و جهالت آرد، و مردانگى را ببرد.
(٣) ٩. حق اندام اين است كه آن را از حرام (زنا و غيره) نگه دارى و (براى اين كار) از فرو خواباندن چشم (نگاه نكردن) كه بهترين كمك است، و ياد فراوان مرگ، و تهديد نفس به عذاب خدا، كمكگيرى، و حفظ و تأييد از خداست، و لا حول و لا قوة الا باللَّه.
سپس حقوق كارها
(٤) ١٠. حق نماز اين است كه بدانى ورود به درگاه خداوند است، و در آن حال برابر خداوند ايستادهاى، چون اين (نكته) را بدانى شايسته است همچون بندهاى ذليل، خواهنده، بيمناك، ترسان، اميدوار، درمانده و زار بايستى، بندهاى كه براى اداى احترام و تعظيم حق، با آرامش، سرافكندگى، افتادگى، تواضع، در دل با او راز و نياز دارد و آزادى جانش را كه خطا بر آن احاطه كرده و گناه بهلاكتش كشيده از او مىخواهد، و لا قوة الا باللَّه.
(٥) ١١. حق روزه آن است كه بدانى اين پردهاى است كه خداوند در برابر زبان، گوش، چشم، اندام و شكمت آويخته تا ترا از آتش بپوشاند، چنان كه در حديث آمده «روزه سپر آتش است» اگر اعضاى خود را در پس اين پرده نگاه دارى (و آنها را از گناه حفظ كنى) اميد است (از عذاب) محجوب باشى، و اگر اعضا پشت پرده آرام نگيرد و گوشه و كنار آن بالا رود، و عضوها براى تجاوز از حدود سركشد. چشم نگاه
[١] ظاهرا بجاى« مما لا يحل» مما يحل بوده، يعنى علاوه بر ترك حرام، و انجام واجب، بايد به بحلالهاى بسيار، چون شبههناكها نيز دست دراز نكنى و غير واجبهاى زيادى، مانند مستحبات را هم بجاى آرى تا حد اكثر حرمت دست را رعايت كرده باشى.