تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٣٧ - نامه آن حضرت در رد اهل جبر، و تفويض و اثبات عدل و مرتبه بين جبر و تفويض
و خردمندان بتوانند تصديقش كنند، و توفيق و عصمت با خداست.
(١) اما عقيده جبر كه معتقداتش از خطا بدور نيستند عقيده كسانى است كه مىپندارند خداى عز و جل بندگان را بر گناهان مجبور ساخته، و در عين حال عقوبتشان مىكند، و آن كه چنين پندارد خداوند را حاكمى ظالم دانسته و او را تكذيب كرده و سخنش را رد كرده كه فرموده: «پروردگارت به هيچ كس ستم نكند.» (كهف: ٤٩). «و اين (عذاب) كيفر كارهائى است كه به دست خود كردهاى، و خدا در حق بندگان ستمكار نيست.» (حج: ١٠). «و خدا هيچ ستمى به مردم نكند، اين مردمند كه به خود ستم مىكنند.» (يونس: ٤٤). و آيات ديگرى از اين قبيل: كسى كه پندارد به گناه مجبور است، گناه خود را به گردن خدا افكنده و او را در كيفر دادن ظالم معرفى كرده، و هر كه خدا را ظالم داند كتابش را تكذيب كرده، و آن كه قرآن را تكذيب كند به اجماع امت كافر است، مثال عقيده جبر اين است كه: مردى غلامى دارد كه نه مالك نفس خويش است و نه مالك چيزى از مال دنيا، ارباب با اينكه از وضع او آگاه است بدون اينكه پولى در اختيارش بگذارد او را براى خريد جنسى به بازار فرستد، بازارى كه خود مىداند همه اجناس تحت مراقبت صاحبان آنهاست، و بدون پرداخت بها و تحصيل رضايت ايشان هيچ كس نتواند در برداشت جنس طمع كند، و ارباب در عين اينكه خود را عادل، منصف، حكيم، و غير ظالم معرفى مىكند غلام را تهديد نمايد كه اگر جنس مورد نظر را نياورى چنين و چنان مىكنم، غلام دست خالى به بازار رود و چون خواهد جنس مطلوب را بردارد با منع صاحب جنس روبرو شود، كه حاضر نيست جز با دريافت وجه آن را تحويل دهد، بناچار نوميد و دست خالى باز گردد، ارباب (بىمروت با ديدن وضع غلام) به خشم آيد و او را زير شكنجه قرار دهد، آيا عدل و حكمت وى ايجاب نمىكند كه دست از عقوبت او بدارد با اينكه مىداند غلام مالى نداشته و او هم چيزيش نداده؟ با اين وضع اگر بخواهد كيفر دهد ستمگر و متجاوز است، و عدل و انصاف و حكمتى را كه از آن دم مىزده باطل كرده، و اگر كيفر نكند خود را تكذيب كرده كه وعده عذاب داده، وعدهاى كه سرانجامش يا دروغ است يا ظلم و اين هر دو بر خلاف عدالت و حكمت است، خداوند از آنچه ستمگران گويند بسيار والاتر است. پس هر كه به جبر قائل شود يا به عقيدهاى كه مستلزم جبر باشد، بر خدا ستم كرده، و او را ظالم و متجاوز خوانده، كه مردم مجبور (و بىاراده) را به عقوبت تهديد كرده، و قائل به جبر ناچار است بگويد خدا عذاب را از آنها برداشته (تا نسبت ظلم به او نداده باشد) و اگر پندارد كه خدا