تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٦١ - پاسخ سؤالات«يحيى بن اكثم»
(١)
پاسخ سؤالات «يحيى بن اكثم»
موسى بن محمد بن الرضا (برادر حضرت هادى معروف به موسى مبرقع، مدفون در قم) گويد: يحيى بن اكثم را در «دار العام» (كه شايد بيرونى خليفه باشد) ملاقات كردم، سؤالاتى از من كرد، سپس خدمت برادرم على بن محمد رسيدم و پس از موعظههائى كه فرمود و سبب شد، در حق آن جناب بصيرت يافتم و لزوم اطاعتش را شناختم، عرض كردم:
قربانت، ابن اكثم مسائلى را كتبا از من پرسيده كه جواب دهم، حضرت خنديد و فرمود:
فتوا دادى؟ گفتم: نه نمىدانستم. فرمود چه بود؟ عرض كردم: سؤالات از اين قرار بود:
در اين آيه: «آن كه علمى از كتاب داشت (يعنى وزير سليمان) گفت: من آن تخت بلقيس را پيش از آنكه چشم بر هم زنى حاضر كنم.» (نحل: ٤٠). مگر پيغمبر خدا به علم آصف محتاج بود؟
راجع به اين آيه: «پدر و مادرش را بر فراز تخت برد و (همه) در برابرش بسجده افتادند.» (يوسف: ١٠٠). چگونه يعقوب و فرزندانش كه پيغمبر بودند براى يوسف سجده كردند؟
در اين آيه: «اگر از آنچه بر تو نازل كردهايم در شكى، از آنها كه پيش از تو كتاب مىخواندهاند بپرس.» (يونس: ٩٤). خطاب به كيست؟ اگر به پيغمبر است چگونه او شك دارد و اگر به ديگرى است قرآن بر كه نازل شده؟
در اين آيه: «اگر آنچه درخت در زمين است همه قلم باشد و دريا به ضميمه هفت درياى ديگر مركب شود «كلمات» خدا پايان نپذيرد.» (لقمان: ٢٧). اين درياها چيست؟ و كجاست؟
در باره بهشت خدا فرموده: «هر چه دل بخواهد و چشم از آن لذت برد در آن موجود است.» (زخرف: ٧١). دل آدم گندم خواست و خورد، پس چرا مجازاتش كردند؟
در اين آيه (البته بطورى كه يحيى بن اكثم قاضى لواطكار دستگاه خلافت فهميده) فرمايد: «يا پسران و دختران به آنها تزويج كنيم.» (شورى: ٥٠) جايى كه خدا پسران را به بندگانش تزويج كند چگونه قومى را بر اين عمل كيفر داده؟
چگونه در بعضى از دعواها شهادت زن تنها مسموع است با اينكه خدا فرموده:
«دو مرد عادل را به شهادت گيريد؟» (طلاق: ٢).
در باره «خنثى» كه على ٧ دستور داده (براى تشخيص زن و مرد بودن و تعيين ارثش) ببينيد از كدام مجرى ادرار مىكند، اين جريان را كه بايد ببيند؟ اگر مرد نگاه كند شايد او زن باشد، و اگر زن ببيند شايد مرد باشد و اين هر دو جايز نيست (مثل اينكه جناب قاضى نگاه مرد به عورت مرد و زن به عورت زن را جايز مىدانستهاند) ادعاى خودش هم كه قبول نيست چون ذى نفع است.
راجع به مردى كه ديد چوپانى با گوسفندى جمع شده و چون چشمش به صاحب گله افتاد كنار رفت و آن گوسفند در ميان گوسفندان ديگر گم شد، اين گوسفندها را چگونه سر ببرند؟ و گوشتشان حلال است يا حرام؟
نماز صبح چرا بلند خوانده مىشود با اينكه از نمازهاى روزانه است، و بلند خواندن مربوط به نمازهاى شب است.