تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٢٣ - موعظههاى حضرت عيسى(ع)، در انجيل و غيره
بنده نيز نتواند هم مؤمن باشد و هم كافر، هم دنيا را گزيند، هم به آخرت دل بندد، مگر كشاورزى، جو كاشته، و گندم بدرود؟ يا گندم كاشته، جو بدرود؟ درو مىكند هر كس در آخرت آنچه را در دنيا كشته و او را پاداش مىدهند عملى را كه انجام داده.
(١) حق گويم، مردم در باره حكمت دو دستهاند: يكى آن را با گفتار استوار سازد و با كردارش تباه گرداند، ديگرى با سخن استوار سازد و با عمل تصديق كند، و اين دو گروه چه از هم دورند؟ خوشا بحال علماى عملى، و بدا بحال علماى زبانى.
(٢) حق گويم: آنكه علف هرزه را از مزرعه نزدايد، چندان انبوه شود كه زراعتش را تباه سازد، آن هم كه محبت دنيا از دل نراند چندان گسترش يابد كه ديگر طعم محبت آخرت را نچشد.
(٣) واى بر شما دنياپرستان، مسجدهاى پروردگارتان را زندان تنها سازيد، دلها را خانه تقوا كنيد، و آن را مسكن شهوت ننمائيد.
(٤) حق گويم: آن كه بيشتر در بلا بيتابى كند به دنيا علاقمندتر است، و آن كه شكيباتر باشد زاهدتر است.
(٥) واى بر شما علماى بد، مگر مرده نبوديد خدا زندهتان كرد؟ اما چون حياتتان بخشيد مرديد. واى بر شما، مگر بيسواد نبوديد، علمتان داد؟ اما چون علم يافتيد فراموش كرديد.
واى بر شما، مگر بىخبر از فقه نبوديد، فقيهتان كرد؟ و چون فقهتان آموخت جاهل شديد.
واى بر شما، مگر گمراه نبوديد هدايتتان كرد؟ و پس از هدايت به گمراهى بازگشتيد.
واى بر شما، مگر كور نبوديد بيناتان كرد؟ و پس از بينائى باز نابينا شديد.
(٦) واى بر شما، مگر كر نبوديد شنواتان كرد؟ و پس از شنوائى باز كر شديد. واى بر شما، مگر لال نبوديد گوياتان كرد؟ و پس از گويائى دوباره لال شديد. واى بر شما، مگر خواهان فتح نبوديد؟ و چون فتح نصيبتان كرد به عقب برگشتيد. واى بر شما، مگر ذليل نبوديد عزيزتان كرد؟ و چون به عزت رسيديد، قهر و غلبه و تجاوز و معصيت پيش گرفتيد. واى بر شما، مگر در زمين زيردست و ناتوان نبوديد، و همى از شبيخون دشمن هراسان نبوديد خدا شما را نصرت داد، و كمك كرد؟ و چون نصرت يافتيد سركشى و طغيان پيش گرفتيد. واى بر شما، از ذلت قيامت كه چگونه شما را زبون و خوار سازد؟ (٧) واى بر شما علماى بد، رفتار ملحدان داريد و انتظار بهشتيان و بسان ايمنان خاطر آسودهايد. كار خدا طبق آرمان و دلخواه شما نيست، بلكه براى مرگ تناسل مىكنيد،