تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٢٣ - سفارشهاى آن جناب به هشام و توصيف عقل
و هيچ سخاوتمند به دوزخ درنيايد.
(١) هشام! خدا بر آن بنده رحمت آرد كه چنان كه بايد از خدا حيا كند، سر و محتواى سر را نگه دارد، شكم و اندرون شكم را حفظ كند، مرگ و پوسيدن را ياد كند، و بداند كه بهشت در لفافهاى از ناملايمات پيچيده شده، و آتش در لفافهاى از لذائذ و شهوات.
(٢) هشام! هر كه خود را از تعرض به آبروى مردم نگه دارد، خداوند در قيامت از لغزشهايش بگذرد، و هر كه خشم خود را از مردم باز دارد، خدا در قيامت خشمش را از او نگه دارد. هشام! عاقل دروغ نمىگويد هر چند بر خلاف ميلش باشد.
(٣) هشام! در بند شمشير پيغمبر ٦ نوشته بود: سركشترين مردم به درگاه خدا كسى است كه (در مقام قصاص) غير ضارب را بزند يا غير قاتل را بكشد، هر كه «ولايت» غير از مولاهاى خود را بپذيرد (و در برابر غير محمد و آلش تسليم شود) بدان چه خدا بر پيغمبرش محمد ٦ نازل كرده، كافر شده، و هر كه در دين بدعتى نهد يا بدعتگذارى را پناه دهد، خدا در قيامت هيچ درخواست عفو، و فديه و عوضى از او نپذيرد.
(٤) هشام! بهترين وسيله تقرب بنده به خدا، پس از معرفت نماز است، و نيكى به پدر و مادر، و وانهادن حسد، خودبينى و فخر فروشى.
(٥) هشام! آن روزها را كه در جلودارى اصلاح كن، بنگر چه روزهائى است، و براى آنها جوابى فراهم كن. اى هشام! ترا بازداشت كنند، و به سؤال كشند. از روزگار و اهلش پند گير كه روزگار هم كوتاه است و هم بلند[١]. چنان عمل كن كه گوئى پاداش عملت را مىبينى تا اميدت را بيفزايد، خدا را بشناس و در دگرگونى، و حالات مختلف روزگار بينديش، كه آينده دنيا نيز گذشته را ماند، از آن عبرت گير، على ابن الحسين ٧ فرمود:
هر آنچه خورشيد بر آن مىتابد، در شرق و غرب زمين، دريا و خشكى، دشت و كوه همه نزد دوستان خدا و آنها كه حق او را شناسند بسان بازگشت سايه (بىثبات و ناپايدار) است. سپس فرمود: آيا آزاد مردى هست كه اين تهمانده- دنيا- را براى اهلش بگذارد كه جان شما بهائى جز بهشت ندارد، به غير از آتش نفروشيد، هر كه از عطاهاى خداوند تنها به دنيا قناعت كند، به خير خسيس و بىارزشى رضا داده.
[١] اين جمله هر چند قابل تفسير است، ولى بنظر مىرسد كه تحريف شده، و اصل چنين بوده، فان الدهر طويله قصير، روزگار درازش هم كوتاه است يعنى عمر هر چه طولانى باشد زودگذر است. و شاهد اين احتمال علاوه بر سلامت معنى مذكر بودن كلمه« دهر» است كه صفتش بايد طويل و قصير باشد.