تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٠٥ - رازگوئى خداوند«جل ثناؤه» با عيسى بن مريم(ع)
مگر سند بيزارى (از آتش) برايتان آمده؟ يا امان نامه عذاب در دست داريد؟ و يا به كيفر من متعرض مىشويد؟ به خودم سوگند، عبرت آيندگانتان سازم.
(١) پس اى زاده مريم! دوشيزه شوهر نديده! ترا به سرور پيامبران، دوستم: احمد، صاحب شتر سرخ موى، و صورت تابان، (پيغمبر) نور افشان، پاكدل، سختگير (با دشمن)، آزرمگين بزرگوار، توصيه مىكنم، او رحمت جهانيان است و روز ديدار من سرور آدميان، از همه گذشتگان نزد من ارجمندتر و از همه پيامبران به من نزديكتر است، عربى درس- ناخوانده است، به دين من حكم كند، در راه من شكيبا باشد، در دفاع از دينم با مشركان بجنگد، به تو سفارش مىكنم كه او را به بنى اسرائيل معرفى كنى، دستور دهى تا تصديقش كنند و به او ايمان آرند، متابعت و ياريش كنند. عيسى عرض كرد: پروردگارا، اين پيامبر عظيم الشأن كيست؟ كه من بايد رضايت او را تا اين حد فراهم كنم؟ فرمود: او محمد فرستاده خدا به همه مردم است، مقامش از همه به من نزديكتر، و شفاعتش از همه آمادهتر است، خوشا بحال اين پيامبر و خوشا بحال امتش، آنها مرا به همان راه او ديدار كنند، اهل زمين وى را بستايند، اهل آسمان بر او استغفار كنند، امانتدار مبارك، پاكيزه، در پيشگاه من بهترين باقى ماندگان است، در آخر الزمان ظاهر شود، و چون بيايد آسمان بارانهاى خود فرو ريزد، زمين سرسبز و خرم شود، تا بركت را ببينند، بر هر چه دست نهد مباركش سازم، زن بسيار دارد، و فرزند كم.
(٢) عيسى! ترا به آنچه موجب قرب درگاه من است رهنمائى كردم، از آنچه باعث دورى از من است نهى كردم، به فكر خود باش.
(٣) عيسى! دنيا شيرين است، من ترا در آن به كار گماشتهام، از آن چه زنهارت دادهام كناره گير، و آنچه درخواست نكرده در اختيارت نهادهام بگير.
(٤) عيسى! در عمل خود به ديده بنده گنهكار خطاكار بنگر، در عمل ديگران منگر، در دنيا پارسا باش، به آن دل مبند تا هلاك شوى (بر حسب نقل وافى: «لا ترغب فيها» كه صحيحتر بود ترجمه شد).
(٥) عيسى! عقل و انديشه را بكار گير، در گوشه و كنار زمين بنگر كه سرانجام ستمكاران چه بوده؟ (٦) عيسى! هر چه برايت گويم، نصيحت است، همه گفتارم حق است، منم حق آشكار، و به حق گويم اگر پس از اعلام و اخبار نافرمانى كنى غير از من ياور و مددكارى ندارى.
(٧) عيسى! دل را به ترس ادب كن، به زيردست بنگر، بالا دست را نبين،