تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٢٥ - نامه امير المؤمنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
و از عمر مقدرت پا فراتر ننهى، و راه پيشينيان (يعنى مرگ) را بپيمائى، پس (حرص و طمع را واگذار و در) طلب دنيا آرام باش و در تحصيل آن نيك رفتار، كه بسا دنياطلبى كه به غارتزدگى انجامد؛ نه هر جوينده يابنده است و نه هر آرام و ميانهرو محتاج، كرامت و بزرگوارى خود را به پستيها ميالاى هر چند وسيله نيل به مطلوبى باشند، كه عزت نفس و شرف جايگزين ندارد، بنده كس مباش خدايت آزاد آفريده، اين چه خيرى است كه جز با شر بدست نيايد؟ و اين چه آسايشى است كه جز با عسرت و سختى فراهم نشود؟ (١) مبادا مركبهاى طمع ترا از جا بكنند و به آبشخوارهاى هلاك افكنند، اگر توانى چنين كن كه ميان تو و خدا ولى نعمتى نباشد (و منت دگران بر گردن نداشته باشى) چه تو قسمت خود برى و سهم خود گيرى، و همان اندك خداوند تبارك و تعالى از بسيار خلقش بيشتر و بزرگتر است گر چه همه از آن اوست، و اگر عطاى خدا و خلق را با بخششى كه از سلاطين و فرومايگان طلب كنى، بسنجى با اينكه عاليترين مثالها شايسته خداوند است (و خدا مثل و مانند ندارد) خواهى ديد كه انعام اندك سلاطين سربلندى و افتخار است و هديه بسيار فرومايگان، ننگ و عار؛ پس در كار خود ميانهرو باش تا سرانجام دانشت ستوده گردد، تو نبايد ذرهاى از دين و آبرويت را به هيچ بهائى بفروشى. فريب خورده و مغبون كسى است كه در سهمى كه از خدا بايد بگيرد گول خورد، از دنيا هر چه به استقبالت آمد بگير، و آنچه پشت كرد واگذار، و باز اگر نمىپذيرى (دست كم) در طلب دنيا نيك رفتار باش.
(٢) با كسى كه دينت را به مخاطره افكند همنشين مشو، و از سلطان دورى كن، و از فريبهاى شيطان ايمن مباش، كه بگوئى هر وقت به ناروائى برخوردم كنار مىكشم. مسلمانانى كه پيش از تو هلاك شدند با اينكه به قيامت يقين داشتند، از همين راه به هلاك افتادند، اگر صريح به آنها مىگفتى: آخرتت را به دنيا بفروش، حاضر نبودند، ولى شيطان از در مكر و خدعه درآمد، و با متاع بيمقدارى از دنيا بورطه هلاكشان كشيد، و اندك اندك از شرى به شر ديگرشان كشاند تا (بر اثر زيادى گناه) اميدشان را از رحمت خدا بريد، و آنها را به مرحله «قنوط» (نااميدى مطلق) وارد كرد، و سرانجام براى مخالفت با اسلام و احكامش وجهتراشى كردند، اگر نفست جز با محبت دنيا و نزديكى به سلطان دمساز نبود و از راهنمائى من سرباز زدى زبانت را نگه دار كه شاهان به هنگام غضب فرو گذار نمىكنند، اخبارشان را مپرس (در كارهاشان كاوش مكن) اسرارشان را فاش نساز.
(٣) ثمره سكوت، امن از پشيمانى است، جبران ضايعات خاموشى از تدارك تلفات گفتار آسانتر است، نگهدارى آنچه در ظرف است به بستن دهانه آن است، نگه داشتن مالى كه در دست دارى نزد من از طلب آنچه در دست ديگران است محبوبتر است. از مردم نامطمئن خبرى نقل نكن كه دروغگو در آئى، دروغگوئى ذلت است و زبونى،