تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٨١ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١)
سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها: پند، حكمت، زهد و ...
(٢) كشمكش نكن كه حرمتت مىرود، شوخى نكن كه بر تو جرى مىشوند.
(٣) آن كه در مجلس به پايينتر از مقام خود راضى شود، پيوسته خدا و ملائكه بر او درود فرستند، تا برخيزد.
(٤) مردى از آن جناب دليلى (بر امامت، يعنى معجزه) خواسته بود. حضرت پاسخ مرقوم داشت: هر كه دليل و برهانى طلبد و در اختيارش نهند، اگر از ايمان به صاحب اعجاز برگردد، دو چندان عذابش كنند، و هر كه صبر كند (و اعجاز نخواهد) خدا تأييدش فرمايد، آرى اين در سرشت مردم است كه همى خواهند صحيفههاى وحى آسمان بر آنها نازل شود، از خدا راستى و درستى خواهيم كه يا تسليم است يا هلاكت، و سرانجام كارها با خداست.
(٥) يكى از شيعيان طى نامهاى اختلافات شيعه را بعرض رسانده بود، حضرت در جواب نگاشت: روى سخن خدا با خردمند است. مردم در باره من چند دستهاند: يكى آنها كه راه نجات را شناخته، به حق تمسك كرده، و به فرع اصل در آويختهاند (اصل، پيغمبر و امامان گذشتهاند) نه شك دارند و نه ترديد، و ملجأ و پناه ديگر نمىشناسند، دسته ديگر آنان كه حق را از اهلش نگرفتهاند، و مانند مسافر دريا چون موج زند بر آشوبند، و چون آرام شود بيارامند (مردم بىتشخيص و بىاراده و تقليدچى) و گروه سوم كسانى كه شيطان بر آنها غلبه كرده (فهميده و دانسته) از روى حسد كارشان اعتراض به اهل حق، و دفع حق به باطل است، تو آنان را كه به راست و چپ گرايند واگذار، كه چوپان اگر خواهد گوسفندان را با كمترين تلاش گرد آورد، از افشاگرى و رياستطلبى بپرهيز كه اين دو خوى مايه نابودى است.
(٦) اين گناه نابخشودنى است كه گويند: اى كاش مرا به غير از اين معصيت مؤاخذه نكنند (يعنى سبك شمردن گناه) سپس فرمود: شرك در ميان مردم از رد پاى مور بر پلاس سياه در شب تيره نامرئىتر است.
(٧) «بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم» به اسم اعظم از سياهى چشم به سفيدى آن نزديكتر است.
(٨) هنگامى كه جمعى از شيعيان در امامت آن جناب اختلاف كرده بودند، حضرت در نامهاى چنين مرقوم فرمود: هيچ يك از پدرانم چون من دچار شك و ترديد اين فرقه نشد، اگر اين امر (امامت) را شما بعنوان يك امر موقت پذيرفتهايد جا دارد كه در آن شك كنيد (كه آيا مدتش سپرى شده يا نه) اما اگر تا كارهاى خدا (و برنامههاى دين) باقى است، اين هم هست، ديگر اين شك