تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٤٣ - خطبه آن حضرت معروف به«وسيله»
(١)
خطبه آن حضرت معروف به «وسيله»
از اين خطبه آنچه را فراخور كتاب بود آورديم (٢) شكر خدائى را كه وهمها را رخصت نداده تا غير هستيش را دريابند، و خردها را محجوب داشته تا جز به تصور ذاتش نائل آيند، كه همسان و همانندى براى او محال است (و عقلها جز از طريق مشابهات درك اشياء نتوانند) بلكه اوست كه ذات مقدسش تفاوت نپذيرد، و در صفات كمال با تجزيه عدد تبعيض برنگيرد؛ از همگان جداست، نه در مسافت در همه چيز هست، نه با ممازجت، همه چيز را داند نه با ابزارى كه ديگران به آنها دانند (چون چشم و گوش)، ميان خدا و معلوماتش علم كس وساطت ندارد (و بواسطه كس چيزى نداند) اگر گوئيم «بوده» بمعناى ازلى بودن وجود است (كه ذاتش آغاز ندارد)، اگر گويند (هميشه باشد) بمعنى راه نداشتن نيستى در ساحت او است، از گفتار نارواى آنها كه غير او پرستند و دگرى را به خدائى گيرند بس منزهتر و برتر است. او را سپاس مىكنيم چنان كه او خود پسندد و قبولش را از بندگان لازم داند. گواهى دهم كه جز خدا معبودى نيست، يگانه و بىشريك است، و گواهى دهم كه محمد بنده و فرستاده اوست؛ دو شهادتى كه گفتار را بالا برند، و كردار را (در ميزان عمل سنگين كرده) فرو نهند، ميزانى كه اين دو شهادت از آن بردارند بىوزن است، و آنكه اين شهادتها در آن نهند سنگين است، مايه رسيدن به بهشت و رهائى از دوزخ و عبور از صراطند، به اين دو شهادت وارد بهشت شويد، و با درود بر پيغمبر ٦ به رحمت نائل آئيد؛ پس فراوان بر پيامبرتان درود فرستيد «خدا و فرشتگان بر پيغمبر درود فرستند اى مؤمنان بر او درود فرستيد و بسيار تحيت گوئيد».
(٣) مردم، نه شرفى از اسلام برتر است، نه كرامتى از تقوا عزيزتر، نه پناهگاهى از پرهيزگارى مصونتر، هيچ شفاعتگرى از توبه مفيدتر نيست، هيچ لباسى از سلامت باجلالتر نيست، و هيچ سپرى از سلامت جلوگيرتر نيست، و هيچ ثروتى از رضايت و قناعت فقرزداتر نيست، هر كه به كفاف روزى بسازد آسايش را به بند كشد، طمع كليد رنج است، احتكار مركب مشقت است و حسد آفت دين. حرص مايه غوطهور شدن در گناه است، و فرو شدن در گناه سبب محرومى است. ظلم (ستمگر را) به هلاك كشاند، آزمندى و شكمبارگى همه عيبها را دارد، چه طمعها كه نوميد شود، چه آرزوها كه دروغ در آيد، چه اميدها كه به حرمان كشد و چه سوداگريها كه به زيان انجامد. هان! هر كه نسنجيده به كارها پا نهد