تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٩٩ - رازگوئى خداوند«جل ثناؤه» با عيسى بن مريم(ع)
(١)
رازگوئى خداوند «جل ثناؤه» با عيسى بن مريم ٧
(٢) عيسى! منم پروردگار تو و پدرانت، نامم «واحد» (يگانه) است، منم يكتائى كه در آفرينش هر چيز منفردم، هر چيز ساخته من است و همه به من باز مىگردد.
(٣) عيسى! توئى «مسيح» به فرمان من (بعضى گويند مسيح بمعناى پادشاه است، كه رسم بوده است سلاطين را با روغن مقدس مسح مىكردهاند) به اذن من از گل (پرنده) مىآفرينى، به كلام من مردگان را زنده مىكنى، پس به من اميدوار، و از من بيمناك باش، كه هيچ پناهى از من جز خودم نيابى.
(٤) عيسى! ترا مشفقانه از سر رحمت نصيحت مىكنم تا خشنودى من جوئى و در خور ولايت و دوستى من شوى، تو هر كجا باشى در بزرگى و كودكى مباركى، شهادت مىدهم كه تو بنده منى از كنيزم. با «نوافل» (مستحبات) به من تقرب جوى، و بر من توكل كن تا كفايتت كنم، و دست به دامان ديگرى مشو كه ترا وانهم.
(٥) عيسى! بر بلا صبر كن، به قضا تن ده، چنان باش كه من خوش دارم، خشنودى من در اين است كه اطاعتم كنند، و نافرمانى ننمايند.
(٦) عيسى! ياد مرا با زبان زنده كن، و محبتم را در دل داشته باش.
(٧) عيسى! در ساعتهاى غفلت (نيمههاى شب) بيدار باش، و حكمتهاى لطيف را براى من استوار ساز.
(٨) عيسى! اميدوار و بيمناك باش، دل را با ترس بميران.
(٩) عيسى! در جستجوى خشنودى من، شب زندهدار باش، و براى روز نياز خود، روز را با تشنگى و (روزه) بسر بر.
(١٠) عيسى! تو (در برابر ضعيفان مسئولى، بر ضعيف رحمت آور چنانچه من بر تو رحمت آرم و يتيم را مران.
(١١) عيسى! در خلوتها به حال خود گريه كن، قدمها را بسوى نمازخانهها بردار، لذت- ذكر گفتن را به من بشنوان، كه رفتار من با تو نيك است.
(١٢) عيسى! چه امتها كه به كيفر گناهان هلاك كردم، و ترا از آن گناهها نگه داشتم.
(١٣) عيسى! با ضعيف مدارا كن، ديده ناتوانت را به آسمان بردار، و مرا بخوان كه من به تو نزديكم، و جز با تضرع و زارى مرا ياد نكن، و هم و غمت يكى باشد (من و ديگر بس) كه هر گاه بدين حال