تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٠٥ - رساله آن جناب، معروف به«رساله حقوق»
(١)
رساله آن جناب، معروف به «رساله حقوق»
[١] بدان خدايت رحمت كند، كه خدا بر تو حقوقى دارد كه سراپاى وجودت را فرا گرفته، در هر حركت و سكون، هر فرود آمدن، تكان دادن اعضا، بكار گرفتن ابزارها، در همه حقوقى دارد، بعضى بزرگتر و بعضى كوچكتر، از همه بزرگتر حق خود اوست كه رعايتش را لازم كرده، و اصل ساير حقوق است و آنها همه فرع، سپس حق اعضا و جوارح از سر تا قدم، چشم، گوش، زبان، دست و پا، شكم، اندام همه اين عضوهاى هفتگانه كه وسيله و ابزار كارها هستند به تو حق دارند. از اعضا گذشته؛ خداى عز و جل براى «كارها» هم حقى به عهدهات گذاشته: نماز، روزه، صدقه، قربانى و خلاصه همه افعالت به تو حق دارند؛ سپس نوبت به حقوق ديگران مىرسد، از همه واجبتر حق بالادستان و سرپرستان است سپس زيردستان، و بعد خويشان، اينها اصول حقوق است كه از هر يك حقوق ديگرى منشعب مىشود. حق سرپرست سه شعبه است كه از همه واجبتر حق كسى است كه به وسيله قدرتش امور ترا اداره مىكند (قدرتش را در راه دفع دشمن و متجاوز، و اداره امور مردم، و دفاع از مظلوم و بىپناه بكار مىبرد)، سپس حق سرپرست علمى، و آنگاه حق مولا (نسبت به برده) و هر مربى و مدبرى (در حكم) پيشوا و سرپرست است، حق زيردستان نيز سه شعبه است از همه واجبتر حق «رعيت» (توده مردم، بر قدرت حاكم)، از آن پس حق زيردست علمى (دانشآموز)، چه جاهل زير- دست عالم است، و سپس آنها كه تحت اختيار تواند، زنان و بردگان، حقوق خويشان بسيار است و همچون سلسله نسب به هم پيوسته است (هر چه نزديكتر حقش بيشتر) و مقدم بر همه حق مادر است، بعد به ترتيب: پدر، فرزند، برادر، و ساير خويشان باز به ترتيب نزديكى. سپس به ترتيب: حق آن كه (از قيد بردگى) آزادت كرده، آن كه آزادش كردهاى، آنكه به تو احسان كرده، مؤذن نماز، امام جماعت، همنشين، همسايه، رفيق، شريك مال، بدهكار، طلبكار، معاشر، طرفى كه بر تو ادعا دارد، طرفى كه بر او ادعا دارى، آنكه با تو مشورت كند، آنكه با او
[١] گويند اين رساله نامهاى است كه امام چهارم به يكى از اصحاب خود مرقوم فرموده.