تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢١١ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
كه اگر حادثهاى رخ داد (و به دستيارى آنان محتاج شدى) با اطمينان بر آن اعتماد توانى كرد، زيرا در پرتو آسايشى كه برايشان تأمين كردهاى قدرت و نيروى بيشترى (براى مقابله با حوادث) دارند، و بر اثر عدل و مدارائى كه پياپى از تو ديدهاند و مىدانند در اين پيشامد معذورى و (بدانها خيانت نكردهاى) با طيب خاطر بار گران حادثه را بدوش مىكشند (و فرمان ترا هر چه باشد به جان مىخرند). آرى عمران و آبادى تاب تحمل هر بارى را دارد، ويرانى آنگاه آغاز مىشود كه دست مردم تهى باشد، و عامل اساسى تهيدستى رعيت، ولخرجى و اسرافكارى زمامداران و عدم اعتماد آنها به بقاى خويش، و عبرت كمتر، از سرگذشت ديگران است. تو در حوزه حكومت خود بسان كسى رفتار كن كه دوست دارد پس اندازش ثناخوانى رعيت و ثواب خدا و رضاى امام باشد، و لا قوة الا باللَّه.
(١) آنگاه حال نويسندگان (و دبيران) را باز پرس، نيازمنديهاى هر يك را بشناس، پايهها و درجات آنان را در نظر گير، آن را كه از همه بهتر است به سرپرستى كارها گمار، نامههاى محرمانه (و دائره رمز دبيرخانه) را به اديبهايى واگذار كه در ادبهاى شايسته گوناگون از همه جامعتر، و واجد صلاحيت تبادل نظر در كارهاى بزرگ باشد، صاحب نظر، خيرخواه، و باهوش باشد، بيش از همه اسرار نهانى را نگه دارد، عزت و احترام سرمست و مغرورش نسازد، موقعيت و مقام چندان به او جرات ندهد كه در خلوت گستاخى كند، يا در جلوت توقع اظهار دليرى نمايد، در رساندن نامههاى اطراف به تو، و فرستادن جوابهاى صحيح و دريافت و پرداخت از ناحيه تو غفلت نورزد، قراردادهائى را كه به سود تو مىبندد (و در سندها ثبت مىكند) سست تنظيم ننمايد، از حل پيمانهاى زيانبخش در نماند، قدر و قيمت خويش را در كارها بشناسد، چه آن كه به ارزش خود جاهل است به ارزش ديگران جاهلتر است. اما كارهاى كوچكتر از قبيل نامههاى عادى و دفترهاى درآمد و ديوانهاى لشكرى را در اختيار كسانى بگذار كه آنها را با كمال دقت انتخاب كرده باشى، كه اين كارها سررشته امور است، هم براى تو از شئون ديگر سودمندتر است، و هم نفعش به حال رعيت همگانيتر. در انتخاب اين طبقه به زيركى و فراست، اطمينان و خوشبينى (بدون آزمايش) اعتماد مكن، كه اين گروه با چاپلوسى و خوشخدمتيهاى (سطحى) حسن ظن حكومتها را جلب مىكنند، در صورتى كه در پس اين فريبكاريها (و دغلبازيها) نه حسن خدمتى است و نه امانتى. (براى دريافت هويت و درك حقيقت آنان) بايد آنها را به محك سوابقى كه در دولتهاى شايسته پيشين دارند بيازمائى، و هر كدام را كه در ميان مردم از حسن اثر بيشتر برخوردار است و به شرافت و امانت معروفتر، انتخاب كنى اين (جد و جهد و دقت و تأمل در احراز سوابق براى استخدام دبير) نشان خيرخواهى و حسن خدمت تو در پيشگاه خدا و دستگاه والى است. آنگاه به اين كارمندان دستور ده: با مردم خوشرفتار و خوش گفتار باشند، براى سرپرستى (هر اداره) و قسمتى از كارها رئيسى تعيين كن، رئيسى كه در برابر كارهاى سنگين بزانو در نيايد، و از زيادى كار پريشان نشود. سپس تو خود اوضاع و احوال نهانى آنان را رسيدگى نما،