تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٥ - سخنان كوتاه آن حضرت در باب اين معانى(حكمت، موعظه، تشويق و تهديد)
قلبش از ياد قيامت بارور باشد، بستر درهم پيچد و بالش كنار نهد، شوقش به ثواب خدا زياد و بيمش از (عذاب) او بسيار باشد، آنچه در سينه دارد فاش نسازد و (در گفتار) به كمتر از آنچه داند بسنده كند، اين گروه مردم امانتهاى خدا در شهرهايند كه به بركت آنها بلا را از خلق بگرداند، اگر يكى از آنان خدا را قسم دهد حاجتش را بر آرد و آخرين سخنشان «الحمد للَّه رب العالمين» است.[١] (١) روزى را به ساده دلى وانهادهاند، محرومى را به عقل (زرنگى)، و بلا را به صبر (سادهدلان روزى خورند و خردمندان متكى به عقل محروم شوند و بلا جز صبر چاره ندارد).
(٢) اشعث (بن قيس) برادرش عبد الرحمن را از دست داده بود، امير المؤمنين در تسليت او فرمود: اگر بيتابى كنى حق عبد الرحمن را ادا كردهاى، و اگر صبر كنى حق خدا را، علاوه كه با شكيبائى تقدير جارى شود و تو ستوده باشى، و با بيتابى (باز هم) تقدير جريان يابد و تو نكوهيده باشى (جزع و فزع در جريان امور نقشى ندارد، تنها روح را كوچك و زبون سازد و باعث ملامت شود) اشعث گفت: انا للَّه و انا اليه راجعون (ما از خدائيم و به خدا بازمىگرديم.) فرمود: حقيقت اين سخن را مىدانى، گفت: نه، پايان و نهايت علم توئى، فرمود: اما اينكه گوئى انا للَّه، اقرار به ملك است (كه مالك ما خداست)، و اينكه گوئى انا اليه راجعون اقرار به فناست (كه ما پاينده نيستم).
(٣) روزى امير المؤمنين ٧ سواره حركت كرد و جمعى بدنبالش پياده روان شدند، فرمود: مگر نمىدانيد كه پياده در ركاب كسى رفتن سواره را تباه و پياده را زبون سازد؟
برگرديد.
(٤) امور سه گونه است: ١- آن كه به يقين درست است، دنبالش را بگير، ٢- آن كه به يقين نادرست است از آن كناره گير، ٣- آن كه مشكوك و مشتبه است آن را به عالمش واگذار (اظهار نظر و اقدامى در آن نكن).
(٥) روزى «جابر» (كه ظاهرا همان جابر بن عبد اللَّه انصارى است) به آن جناب عرض كرد:
كيف اصبحت؟ چگونه صبح كردى؟ (جملهاى است كه در احوالپرسى بكار مىرفته) فرمود:
در حالى كه با اين همه گناه نعمتهاى بيشمارى از پروردگار داريم و نمىدانيم كداميك را شكر بگزاريم: نيكيهائى را كه آشكار كند، يا زشتيهائى را كه بپوشاند؟ (٦) نوزادى از عبد اللَّه عباس مرده بود على ٧ در تسليت وى چنين فرمود:
ديگرى مصيبت بيند (يعنى از دنيا رود) و تو (در عزايش) اجر برى، دوستتر دارم تا تو مصيبت بينى و ديگرى (در عزاى تو) پاداش گيرد، دوست دارم كه اجر براى تو باشد نه در باره تو، تو (در فرقت ديگران) نيكو صبر كنى، نه ديگرى در فراق تو، خدا عوض اين فرزند را به تو عطا كند، چنان كه به او از (جانب) تو عوض داده.
[١] اقتباس از قرآن كه در باره بهشتيان فرموده.