تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢١٧ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
براى هر يك از اين مشاغل مأمورى بگمار كه با سرپرست مربوطه بحث و گفتگو كند تا فقلب تو آرام و فكرت آسوده باشد، هر كار را پس از تأمل و دقت و مشورت با متصدى مربوط بگذران، ولى متصدى كار نبايد در رأى دادن از مقام تو ملاحظه كند، يا نظرهاى غير قابل اجرا اظهار نمايد. (١) كارها را بر روزها قسمت كن و در هر روز وظيفه مخصوص آن را انجام ده. گرچه هر كارى با نيت پاك و خالص و براى آسايش خلق صورت پذيرد عملى خدائى (و عبادت) است ولى بهترين اوقات و ارزندهترين بخشهاى شبانهروز را به (عبادت) و امور مربوط به خودت و خدا اختصاص ده، واجبات الهى را كه ويژه ذات مقدس اوست در اين وقت خصوصى جاى ده، فرائض بدنى را در ساعتهاى مختلف شب و روز بجاى آر، اما نوافل (و مستحبات) تنها براى پيغمبر ٦ جنبه ضرورت و لزوم داشت كه خدا فرموده: «پاسى از شب را با تلاوت قرآن و اداى نافله بيدار باش، باشد كه خدايت به مقامى ستوده نائل سازد.» (اسراء: ٧٩). اين وظيفه را خدا مخصوص پيغمبر ساخت، و وسيله عزت و احترام وى قرار داد، كه براى ديگران اختيارى و مستحب است.
خدا فرمايد: «هر كس داوطلبانه كار خيرى انجام دهد خدا سپاسگزار و دانا است» (بقره: ١٥٨). (٢) هر كار كه مايه تقرب به خدا و كرم اوست بسيار بجاى آر، واجبات را هر چند خستهكننده و پر مشقت باشد بىعيب و نقص انجام ده، به هنگام امامت نماز را چندان طول مده، نماز جماعت نه بايد نفرتآور باشد، نه دست و پا شكسته؛ در صفوف مأمومين، گروهى بيمارند و جمعى گرفتار كار (و رعايت آنها لازم است). موقعى كه پيغمبر ٦ مرا بسوى يمن مىفرستاد پرسيدم چگونه براى آنها نماز بگزارم؟ فرمود: «مثل ضعيفترين فرد آنان نماز بخوان و با مؤمنان مهربان باش».
(٣) اما (با همه اين سفارشها در امر عبادت) نبايد زياد از ملت خود محجوب و نهان باشى كه اين روش هم نوعى سختگيرى و هم باعث بىاطلاعى از جريان كارهاست. اگر ميان والى و رعيت پرده و حجاب حائل شد حقايق در نظرش دگرگون شود، كوچك بزرگ، و بزرگ كوچك؛ زيبا زشت، و زشت زيبا جلوه كند، و حق و باطل به هم بياميزد. والى هم بشر است و به كارى كه از او پنهان دارند آگاهى ندارد، اگر (شخصا در جريان كارها نبود و با زيردستان تماس مستقيم نداشت و) اخبار را از دهان مردم نگيرد بىخبر مىماند، سخن كه داغ و نشانى ندارد تا حق و باطلش معلوم و ممتاز باشد، پس به منظور مصونيت از اختلاط حقوق، پرده را نازك كن. تو از دو حالت بيرون نيستى: يا در راه حق سخاوتمند و بخشندهاى، پس چرا پشت پرده باشى براى حقى كه خواهى پرداخت، يا براى كار خيرى كه انجام خواهى داد؟ و يا مردى هستى گرفتار بخل و امساك، كه محتاجان و ارباب رجوع بر اثر نااميدى از عطاى تو هر چه زودتر (پاى از دربار و) دست از سؤال مىكشند، علاوه كه بيشتر مراجعات مردم خرج و هزينهاى بر نمىدارد، يا از ستمگرى شكايت دارند، يا به دادخواهى و انصافطلبى مىآيند، از آنچه برايت توصيف كردم بهره گير،