تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦١٥ - سفارشهاى آن جناب به هشام و توصيف عقل
و جز عالمان كسى درك نمىكند.» (عنكبوت: ٤٣).
(١) هشام! سپس خدا آنان را كه تعقل نمىكنند نكوهش كرده، فرموده: «چون به آنها گويند از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد، گويند: ما از آنچه پدرانمان را بر آن يافتهايم پيروى مىكنيم، آيا هر چند نياكانشان چيزى درك نمىكردهاند و راه بجائى نمىبردهاند (باز هم به دنبالشان مىروند.)» (بقره: ١٧). و فرموده «بدترين جنبندگان نزد خدا كر و لالهائى هستند كه عقل ندارند.» (انفال: ٢٢). و فرموده: «اگر از آنها بپرسى آسمانها و زمين را كه آفريده حتما گويند خدا. بگو سپاس خداى راست، ولى اكثرشان تعقل نكنند.»[١] (لقمان: ٢٥).
(٢) سپس «كثرت» (اكثريت) را نكوهش كرده فرموده: «اگر از بيشتر اهل زمين پيروى كنى از راه خدا گمراهت كنند.» (انعام: ١١٦). و فرموده: ولى اكثرشان نمىدانند و اكثرشان نمىفهمند (اينجا هم باز اشتباهى در نقل رخ داده، زيرا اكثرهم لا يشعرون در قرآن نيست).
(٣) هشام! سپس خداوند قلت (اقليت) را ستوده، فرموده: «اندكى از بندگان من سپاسگزارند.» (سبا: ١٣). «و آنها كه (ايمان آرند و عمل صالح كنند) اندكند.» (ص:
٢٤). «و با او (يعنى حضرت نوح «ع») جز اندكى ايمان نياوردند.» (هود: ٤٠).
(٤) هشام! سپس خدا خردمندان را به نيكوترين وجه ياد كرده، و به زيباترين زيور آراسته فرموده: «حكمت را به هر كه خواهد دهد، و هر كه را حكمت دهند خير بسيارى دادهاند، و (اين را) جز خردمندان در نيابند.» (بقره: ٢٦٩). هشام! خداوند فرمايد:
«در اين (هلاك پيشينيان) براى آنها كه قلب يعنى عقل دارند تذكرى است.» (ق: ٣٧). و فرمايد: «اما به لقمان حكمت داديم، يعنى فهم و عقل.» (لقمان: ١٢).
(٥) هشام! لقمان به پسرش فرمود: در برابر حق تواضع كن تا خردمندترين مردم باشى، پسر جان دنيا درياى ژرفى است كه خلقى انبوه در آن غرق شدند، بايد كشتى تو در اين دريا تقوا باشد، بارش ايمان، بادبانش توكل، ناخدايش عقل، راهنمايش علم و سكانش صبر.
(٦) هشام! هر چيز را نشانهاى است، و نشان خردمند تفكر است، و نشان تفكر خاموشى.
و هر چيز را مركبى است و مركب عاقل تواضع است، اين جهالت براى تو بس كه كارى را كه گفتهاند نكن، بكنى.
(٧) هشام! اگر گردوئى داشته باشى و همه گويند لؤلؤ است سودت ندهد، تو خود مىدانى كه گردو است، و اگر لؤلؤيى در دستت باشد و مردم گويند گردو است زيانت نرساند، تو خود مىدانى كه لؤلؤ است.
(٨) هشام! خداوند پيامبران و رسولانش را براى مردم نفرستاده جز بدين منظور كه خدا را بشناسند، پس آن كس دعوت خدا را بهتر پذيرفته،
[١] در قرآن« لا يعلمون» است، و قاعدتا اينجا در نقل اشتباه شده و نكته ديگر اينكه اين آيه مربوط به قسمت بعد يعنى آيات ذم كثرت است چنان كه وافى هم در همان رديف نقل كرده و اين هم به ظاهر اشتباه ديگرى است و اختلاف نقلهاى ديگرى هم اينجا با وافى دارد.