تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤١٣ - حقوق زيردستان
و او را عرضه هلاك ساختهاى، و با او بر ضد خود همكارى، و در آنچه با تو كند، شركت كردهاى، و لا قوة الا باللَّه.
(١) ١٥. حق سرپرست علمى (استاد) آن است كه او را تعظيم كنى، مجلسش را محترم شمارى، درست به گفتارش گوش دهى، به او توجه كنى، استاد را در تربيت علمى خود كه به آن محتاجى، كمك دهى، فكر را فارغ (و حواس را براى دريافت سخنش جمع) و ذهن را حاضر سازى، با چشم پوشى از لذتها و كاستن شهوتها قلب را پاك كنى و چشم را جلا دهى، و بدانى كه در آن درسها كه به تو مىآموزد پيك او هستى، با هر جاهلى برخورى بايد پيام استاد را نيكو به گوشش برسانى، و چون اين رسالت را بعهده گيرى در ابلاغ آن و قيام به اين وظيفه خيانت نورزى، و لا حول و لا قوة الا باللَّه.
(٢) ١٦. حق مالك (مولا) چون حق حاكم، با اين تفاوت كه اين مالك است و آن نيست از اين رو طاعتش در هر (فرمان) كوچك و بزرگ لازم است، جز اينكه بخواهد ترا از اداى حق خدا باز دارد و ميان تو و حق خدا و حقوق خلق حائل شود كه در اين صورت بايد حق خدا و خلق را ادا كنى و از آن پس به حق او پردازى، و لا قوة الا باللَّه.
حقوق زيردستان
(٣) ١٧. حق زيردست تحت قدرت (مردمى كه بر آنها حكومت دارى) اين است كه بدانى فزونى نيروى تو و ضعف و زبونى آنان است كه باعث زيردستى تو و زيردستى آنها شده. پس (آن بيچارگانى) كه (حالت) ناتوانى و ذلت، آنها را از تو كفايت كرده، آنان را زيردست تو قرار داده، حكم ترا در حقشان نافذ ساخته، كه قدرتى ندارند تا از فرمان تو سرپيچند و آنجا كه بارت را سنگين و كارت را دشوار بينند، دادرسى جز خدا ندارند، چقدر سزاوار رحم، و حمايت و بردبارى (تو) اند و آنگاه فضل و احسان خدا را در اين عزت و قدرتى كه به تو داده بشناسى چه سزاوار است بدرگاهش شاكر باشى، و هر كه سپاس گزارد. نعمتش را بيفزايد، و لا قوة الا باللَّه.
(٤) ١٨. حق زيردست علمى (دانشجو) آن است كه بدانى، علمى كه خدا بتو داده، و خزانه حكمتى كه به تو سپرده براى خدمتگزارى آنهاست. اگر كارى را كه به عهدهات نهاده درست انجام دهى، و همچون خزانهدار مهربانى رفتار كنى كه خير مولا را در ميان بندگانش رعايت كند، شكيبا و مخلص باشد، چون نيازمندى بيند