تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧١٧ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
و همه ثروت و زر و سيم آن از آن ما باشد و مذهبى غير از اين داشته باشيم. فرمود:
خداوند فرمايد: «اى آل داود سپاس بگزاريد و اندكى از بندگان من شاكرند.» (سباء: ١٣).
به خدا خوش گمان باشيد، هر كه به خدا خوش گمان باشد مطابق گمانش با او رفتار مىكند، و هر كه روزى اندك را بپذيرد، خدا عمل اندكش را قبول فرمايد، و هر كه به حلال كم راضى شود هزينهاش سبك گردد، عائلهاش رفاه يابند، خدا درد و درمان دنيا را به او بنمايد، و سالم از دنيا به دار السلامش منتقل سازد.
(١) «ابن سكيت»[١] پرسيد: امروز حجت بر خلق چيست؟ فرمود: عقل، كه با آن توان تشخيص داد: چه كسى در اسناد به خدا راست مىگويد و تصديقش كرد، و چه كسى دروغ- زن است و تكذيبش كرد. ابن سكيت گفت: آرى به خدا، جواب همين است.
(٢) مرد نبايد دست مرد را ببوسد، كه اين عمل چون نماز گزاشتن براى اوست.
(٣) بوسه مادر بر دهان است، بوسه خواهر بر گونه، و بوسه امام ميان ديدگان او.
(٤) بخيل راحت ندارد، حسود را لذت نباشد، ملوك وفا ندارند، و دروغگو مروت و مردانگى ندارد.
[١] دانشمند اديب، پرچمدار عربيت، شعر و لغت، از بزرگان و مفاخر شيعه، عالمى كه دانش و آزادگى و دين و مروت را برده مردم نكرد، و گوهر خويش را نذر قباد و جم ننمود، و آنجا كه فرعون زمان متوكل عباسى پرسيد: پسران مرا بيشتر دوست دارى يا حسن و حسين را؟ مردانه گفت: به خدا، قنبر نوكر على٧ را از تو و پسرانت بهتر دانم، و سرانجام بر اثر همين جرات و جسارت در راه تشيع و حريت و به جرم آزادگى، عزت نفس، صراحت و تن به چاپلوسى ندادن، به فرمان جلاد زبانش را از كام بيرون كشيدند و مگر زبان را براى غير از اين آفريدهاند؟ و مگر سرنوشتى به از اين تواند داشت؟ و مگر اين پاره گوشت را كه تجليگاه بارزترين امتياز انسانى است، خاصيتى از اين برتر تواند بود؟
و آيا راه شيعه على و رسم تشيع جز اين است؟ و آيا درخشندهترين چهرههاى تشيع چون ميثم تمار راهى جز اين پيمودند؟ و آيا جان انسانى را بهائى به از اين هست؟
آرى، اين ابن سكيت دانشمند و دلير در محفل امام هشتم كه مىنشيند چون كودك دبستانى متواضعانه مشكلات خود را مىپرسد چنان كه در اين حديث شاهديم.