تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٦٣ - استدلال آن حضرت بر صوفيانى كه آمده بودند او را از طلب(دنيا) منع كنند
و بين همه قسمت مىكرد، يك سهم نيز نه بيشتر به خود اختصاص مىداد؛ از اينها زاهدتر كيست؟ با آن حديثها كه از پيغمبر ٦ در باره آنان وارد شده، در عين حال كار هيچ يك به آنجا نرسيد كه براى خود اصلا چيزى نگذارد، چنان كه شما به مردم دستور مىدهيد، كه هر چه دارند وانهند و ديگران را بر خود وزن و فرزندشان مقدم دارند.
(١) شما جمعيت بدانيد كه من از پدرم شنيدم كه از پدرانش نقل مىكرد كه روزى پيغمبر ٦ فرمود: من از هيچ چيز چون مؤمن در شگفت نيستم، اگر در دنيا بدنش را با قيچى بچينند به خير او است، اگر پادشاهى مشرق و مغرب بدست آرد باز هم به خير اوست، هر چه خدا با او كند برايش خير است. نمىدانم آنچه امروز برايتان شرح دادم در شما اثر مىكند يا باز بيفزايم، مگر نمىدانيد كه خداوند جل اسمه، در آغاز كار بر مؤمنان واجب كرده بود كه يك تن در مقابل ده تن مشرك مقاومت كند، و حق نداشت بگريزد و هر كه آن روز پشت به ميدان جنگ مىكرد در آتش مسكن گرفته بود، سپس بر آنها رحمت آورده دستور را عوض كرد و واجب شد هر كس در مقابل دو مشرك بايستد. خداى عز و جل تكليف را بر مؤمنان تخفيف داد و حكم نخست را نسخ فرمود.
(٢) بگوئيد ببينم اگر مردى به بهانه اينكه من زاهدم و چيزى ندارم از دادن نفقه همسرش نكول كند و قضات او را به پرداخت حق مسلم او اجبار كنند، بر وى ستم كردهاند؟
اگر گوئيد اين حكم ظالمانه است شما بر اهل اسلام ستم كردهايد، و اگر گوئيد عادلانه است خود را محكوم كردهايد، و باز اگر كسى وقت مرگ بيش از ثلث مالش را براى بينوايان وصيت كند، و قضات (به حكم اسلام) ما زاد بر ثلث را رد كنند (اين حكم ظالمانه است يا نه ...؟) و باز اگر مردم همه چنان كه شما مىخواهيد زاهد باشند، و از مال ديگران چيزى نگيرند صدقاتى از قبيل: كفاره قسم، نذر، زكات شتر، گوسفند، گاو، طلا، نقره، كشمش و ساير چيزهائى را كه زكات به آنها مىگيرد، به كه بايد داد؟ (و اگر حكم اسلام چنان باشد كه شما خيال كردهايد اين صدقات را اسلام چرا واجب كرده؟). اگر مطلب از اين قرار باشد كه شما مىگوئيد بايد هيچ كس از مال دنيا چيزى نگه ندارد، و هر چند خود محتاج باشد همه را به ديگران دهد. بد مذهبى را انتخاب كردهايد و به مردم تحميل مىكنيد، شما از كتاب خداى عز و جل و سنت پيغمبر ٦ و احاديثى كه مورد تصديق قرآن است بىاطلاعيد، و همين جهل شما و تأمل نكردن در مطالب دقيق قرآن، از تفسير و شناسائى منسوخ و ناسخ، محكم و متشابه، و امر و نهى مىباشد كه شما را به اين ورطه كشانده است.