تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٥١ - قسمتى از گفتگوى مفصل آن حضرت با هارون الرشيد كه به ذكر مورد حاجت اكتفا مىكنيم
(١) فرمود: نخستين كسى كه در آسمان بنياد الحاد و زندقه نهاد ابليس لعنتى بود كه بر حضرت آدم برگزيده و همراز خدا تكبر و افتخار كرد و گفت: «من از او بهترم، مرا از آتش آفريدهاى و او را از گل.» (اعراف: ١٢). از فرمان پروردگارش سرپيچيد و ملحد شد، و الحاد به نژادش تا قيامت به ارث رسيد. گفت: مگر ابليس هم نژاد دارد؟ فرمود:
آرى، كلام خدا را نشنيدهاى: «بجز ابليس، كه از جن بود و از فرمان پروردگارش سرتافت، آيا شما مرا رها كرده، او و نژادش را كه با شما دشمنند به دوستى و فرمانروائى مىگيريد؟ او براى ستمكاران بد بدلى است، آنان را نه بر خلقت آسمانها و زمين گواه گرفتم نه بر آفرينش خودشان و چنين نبودم كه اضلالگران را به ياورى گيرم.» (كهف: ٥١- ٥٠). (شياطين را گمراهكننده ناميده) چون نسل آدم را با زبانبازى و دروغ گمراه سازند، و (در عين حال) به يگانگى خداوند متعال شهادت دهند، چنان كه خدا در وصفشان فرمود:
«اگر از آنها بپرسى، آسمانها و زمين را كه آفريده؟ گويند: خدا. بگو شكر خداى راست ولى اكثرشان نمىدانند.» (لقمان: ٢٥). يعنى پاسخى كه دهند جز از طريق تلقين، عادت، و لقلقه زبان نيست، و آن كه علم ندارد گرچه شهادت دهد در شك و حسد و عناد است، لذا عرب گويد: هر كه چيزى را نداند با آن دشمن شود، و هر كه دستش به چيزى نرسد عيبش گذارد و در آن طعن زند، زيرا جاهل و بىدانش است.
(٢) اينجا امام ٧ با قاضى ابو يوسف، گفتارى طولانى دارد كه مقام مقتضى ذكرش نيست. سپس هارون گفت: ترا به حق پدرانت، سخنانى جامع و كوتاه در باره جريان كارهاى ما بيان فرما (يعنى كلياتى كه در هر مورد بتواند راهنماى ما براى حل مشكلات باشد).
فرمود: خوب، سپس قلمدان و كاغذى آوردند و نوشت: (٣) بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم همه امور اديان (و مسائل مربوط به دين) چهار گونه است: اول آن كه هيچ اختلافى ندارد، و همه امت بر آن اجماع دارند، و از ضرورياتى است كه بناچار پذيرفتهاند. دوم اخبارى كه مورد اتفاق است، و مرجعى است كه هر شبهه را بايد بر آنها عرضه كرد، و حكم هر حادثه را از آنها استنباط نمود و اجماع همه امت است. سوم مسائلى كه قابل ترديد و انكار است، و در آنها بايد از اهلش توضيح خواست و هر كه در اين گونه مسائل اظهار نظر كند، بايد دليلى از كتاب خدا كه تأويل و تفسيرش مورد اتفاق باشد و يا سنتى كه هيچ خلافى در آن نباشد بياورد.