تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٣٣ - اندرزهاى آن بزرگوار در تشويق(به خير) و تهديد(از عذاب) و نصيحت
(١)
اندرزهاى آن بزرگوار در: تشويق (به خير) و تهديد (از عذاب) و نصيحت
[١] (٢) اما بعد، مكر و فريب در آتش است، از خدا بيمناك، و از هيبت و سطوتش بر حذر باشيد، خداوند پس از اتمام حجتها و بيم و وعيدها براى بندگان نمىپسندد كه نافهميده و نادانسته (از درگاه وى) رانده، و به هلاك تدريجى گرفتار شوند، براى اين است كه كوشش بنده تباه گردد، تا آنجا كه وفاى به عهد را از ياد ببرد و پندارد كار خوبى مىكند و پيوسته در اوهام باطل و اميدهاى كاذب و غفلت از خبرهاى آسمانى بسر برد، همى به كار خود گرهها زند، و با جديت تمام خود را هلاك سازد، از مهلت خدائى سوء استفاده كند، با غافلان هم طبع، و با گنهكاران همدم شود، با مؤمنان بر سر اطاعت خدا جدل كند، نيرنگبازى و ظاهرسازى عياشان را خوش دارد، اينها كسانيند كه قلوبشان با شبهه دمساز است، به ناحق بر ديگران بزرگى كنند، و آن را مايه تقرّب به حق پندارند. چون كار بر هوس كنند، و از سر نادانى و نابينايى گفتار حكيمان را دگرگون سازند، و تحريف نمايند، و از اين كار منظور تظاهر و ريا دارند، نه راه مستقيمى، نه نشان راهى نه چراغ راهنمائى (به همين ضلالت و گمراهى عمر بگذرانند) تا اجل فرا رسد و به آبگير نهائى خود رسند و چون خداوند از نتيجه و عواقب كارشان پرده برگيرد، و آنها را از سرپوشهاى غفلت بدر آرد، به آن چه پشت كرده رو آرند، و به آنچه رو آورده پشت كنند (با حسرت به دنياى گذشته بنگرند و هراسان همى خواهند از نتائج هولناك اعمالشان بگريزند، به دنياى پشت سر باز گردند و از آخرت روبرو رخ برتابند)، آرزوهائى كه (تمام عمر را در راهش گذراندند و احيانا) به آنها رسيدند سودشان ندهد، خواستههائى كه دريافتند، حاجتهائى كه برآوردند (و كام دلهائى كه گرفتند) هيچ يك به كارشان نيايد، بلكه همه وبالشان گردد، و اينك از آنچه بدنبالش مىدويدند بگريزند.
(٣) من شما را از اين لغزشگاه بيم مىدهم، و بترس از خدائى كه جز او نفعى نرساند، فرمان مىدهم بايد (هر كس) اگر راست مىگويد از وجود خود بر اصلاح ضميرش بهره گيرد، كه بينا كسى است كه بشنود و بينديشد، بنگرد و ببيند، از عبرتها استفاده كند، و راهى روشن پيمايد كه از زمين خوردن در (لغزشگاههاى) هوس بر كنار و از راه كور (و تاريك) بدور باشد، به گمراهان در تباه ساختن نفس خود، با كجروى در حق، و انحراف در گفتار و دگرگونى در صداقت و راستى كمك ننمايد و لا قوة الا باللَّه.
[١] قسمتى از اين گفتار را مرحوم رضى، با اختلاف زياد، در خطبه ١٥١ نهج البلاغه نقل فرموده.