تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٠١ - رازگوئى خداوند«جل ثناؤه» با عيسى بن مريم(ع)
بخوانيم اجابتت كنم.
(١) عيسى! آن سركش عصيانگر كه روزى من خورد و غير مرا پرستد، به هنگام سختى مرا خواند و اجابتش كنم و باز برگردد، ترا مغرور نسازد. سر از فرمان من مىپيچد؟ يا به معرض خشم من مىآيد؟ به خودم سوگند، چنانش بگيرم كه راه نجاتى نيابد، و جز من پناهگاهى نداشته باشد، از آسمان و زمين من به كجا مىگريزد؟ (٢) عيسى! به ستمگران بنى اسرائيل بگو: شما كه مال حرام زير دامان داريد و بت در خانه، مرا نخوانيد، كه من سوگند ياد كردهام هر خواننده را اجابت كنم و اجابت آنها اين است كه لعنتشان كنم تا تار و مار شوند.
(٣) عيسى! آن لذت كه دوام ندارد، و آن عيش كه زوال پذيرد، چه خير دارد؟ (٤) پسر مريم! اگر آنچه براى بندگان صالحم آماده كردهام، به چشم ببينى، دلت از شوق آب شود، و روحت از قالب بدر آيد، كه چون آخرت سرائى نيست، پاكان همه در كنار يك ديگرند، فرشتگان مقرب بر آنها وارد شوند، از هول وحشتهاى قيامت در امانند، جايى كه نعمتش تغيير نيابد، و زوال نپذيرد.
(٥) پسر مريم! بر سر نعمت آخرت با سبقتجويان و كوشندگان بكوش، كه آرمان «متمكنان» (و به نقل وافى كه مناسبتر است: آرمان آرزومندان) است و خوش منظره، خوشا بحالت پسر مريم، اگر بكوشى و كار كنى با پدرانت آدم و ابراهيم در بهشتها و نعمتهائى بسر برى كه هيچ چيز را با آن مبادله نكنى و هيچ گاه دوريش را نخواهى، من با پرهيزگاران چنين كنم.
(٦) عيسى! از آتشى شرربار و غل و شكنجهدار، با گريزندگان بسوى من بگريز، آتشى كه تا ابد هيچ شادى و رحمتى درونش نرود، و هيچ غمى از آن برون نيايد، چون پارههاى شب تار است، هر كه از آن برهد رستگار است، آنجا خانه جباران، سركشان، ستمگران، و هر درشتخوى سنگدلى است.
(٧) عيسى! بدخانهاى است براى هر كه بدان گرايد، سراى ستمكاران بد سرائى است، من تو را از نفس خود زنهار دهم، از من آگاه باش.
(٨) عيسى! هر كجا هستى مرا منظور دار، گواه باش كه من ترا آفريدهام، تو بنده منى، من تو را نقشبندى كرده و به زمين فرو آوردهام.
(٩) عيسى! (كودك) نفس را از (پستان) شهوات تباهگر بازگير، از هر لذتى كه از من دورت كند كناره گير،