تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٨٧ - على(ع) دنيا را براى پرهيزگاران توصيف مىكند
(١)
على ٧ دنيا را براى پرهيزگاران توصيف مىكند
(٢) جابر بن عبد اللَّه گويد: در (جنگ) بصره در ركاب امير المؤمنين ٧ بوديم، چون از پيكار جنگ افروزان (: طلحه و زبير و عايشه) پرداخت، آخر شب به ما سركشى كرد و پرسيد:
در چه باره صحبت مىكرديد؟ گفتيم: در مذمت دنيا. فرمود: چرا از دنيا نكوهش مىكنيد؟ (٣) سپس حمد و ثناى خدا كرد و فرمود: اما بعد، چرا جمعى به ذم دنيا پرداخته و زهد به خود بستهاند؟ دنيا براى آنها كه درست باشند منزل راستين است، و براى آنها كه درست دركش كنند جاى عافيت و سلامت، و براى آنان كه از آن توشه گيرند خانه توانگرى، سجدهگاه پيامبران، فرودگاه وحى الهى، نمازخانه فرشتگان، مسكن دوستان خدا، و بازار تجارت اولياى اوست، كه در اين بازار، رحمت بدست آوردند، و سود بهشت بردند. جابر! چه كسى دنيا را مذمت مىكند؟ دنيائى كه خود اعلان جدائى كرده، آواى ناپايدارى سر داده، با زوال (و تغير) نابودى خود را گوشزد نموده، با بلاها، بلاى (آخرت) را مجسم ساخته، با سرورها به شادى (ابدى) تشويق كرده، شبانگاه مصيبت آرد و بامدادان نعمت و سلامت تا (از عذاب خدا) بيم دهد و (به نعيم جاودان) تشويق كند؛ گروهى به هنگام پشيمانى (از گناه) دنيا را به باد مذمت گيرند، (و گروه ديگر روز رستاخيز آن را بستايند. اين جمله در نهج البلاغه آمده و اينجا سقط شده چون چند جمله بعد همه ناظر به همين گروه است) كه صادقانه به آنها خدمت كرده، تذكرشان داده و پذيرفتهاند، پندشان داده، بكار بستهاند، (از آتش) بيمشان داده، ترسيدهاند، (به بهشت) تشويقشان كرده، مشتاق گشتهاند. تو اى نكوهشگر دنيا كه به دام فريبش گرفتارى، كى دنيا كارى نكوهشانگيز با تو كرده؟ كى تو را فريفته؟ (با كدام دام فريبت داده؟) به بدنهاى پوسيده پدرانت؟ به گورهاى مادرانت؟ چند تو با دست خود پرستارى بيماران و خدمت عليلان كردى؟ خواص داروها گفتى، طبيبها به بالينشان بردى، اما به مقصد نرسيدى، و حاجتت بر نيامد. دنيا آنها را براى تو نمونه قرار داد، حالشان را مقياس حال تو كرد، (مقياس) آن دم كه دوستان سودى ندهند، فريادت بجائى نرسد، آن زمان كه از سختى جان دادن، و سوزشهاى آزار دهنده درد نشانههاى مرض شدت يابد، آن هنگام كه ناله سود نبخشد، شيون مرگ را نراند، سينه فشار بيند، راه گلو بسته شود، نه فريادى بگوش رسد، نه اگر بانگ كنند بلرزه آيد، اندوه پايان عمر چه طولانى و دراز مدت است؟ سپس او را بر تابوت نهاده (به گورستان) برند، چهار دست حمل و نقلش كنند و براى مدتى دراز در قبر و تنگناى لحد بخوابانند. توانگرى از دست رفته، عمر سر آمده، دوستان مهربان تركش گويند، نوازش كنان (پيوند خود را) از او ببرند، رفيقان، نزديكش نروند، ديداركنندگان به خانهاش سر نزنند، منزلش نظمى به خود نگيرد، از هيچ كجا نشانى نيابد،