تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٣١ - گفتار آن حضرت در زهد
(١)
گفتار آن حضرت در زهد
(٢) نشان «زاهدان» (دل كندگان از) دنيا و شيفتگان آخرت، دست كشيدن از هر همدم و دوست، و وانهادن هر همنشينى است كه مراد آنها را نخواهد. هان! كسى براى ثواب آخرت كار مىكند كه از زرق و برق نقد دنيا دل بر كند، ساز و برگ مرگ را فراهم كند، پيش از سر آمدن مهلت و فرا رسيدن آنچه ناگزير بايد ملاقاتش كرد در عمل بكوشد، قبل از مرگ (از عذاب) حذر كند، كه خداى عز و جل فرمايد: «تا چون مرگ يكى از آنها فرا رسد، گويد: پروردگارا، مرا باز گردان شايد به تدارك گذشته عملى صالح كنم.» (مؤمنون: ٩٩). پس هر يك از شما بايد فرض كند امروز به دنيا باز گشته و از تقصيرهائى كه در (اندوختن) عمل صالح براى روز فقر و فاقه كرده پشيمان شده.
(٣) بندگان خدا! بدانيد هر كه از شبيخون (دشمن) انديشد و از قدرتهاى دنيا بيم كند، از بالش (و بستر نرم) كناره گيرد، از خواب چشم پوشد، و چندان به خورد و خوراك نپردازد. پس اى آدميزاده، واى بر تو از ترس شبيخون خداوند عزيز، و مؤاخذه دردناك او و شبيخونش به معصيتكاران، و گنهكاران با اين مرگهاى نابهنگام شبانهروز، اين شبيخونى است كه از آن نتوان رست، و پناهگاه و گريزگاهى ندارد. اى مؤمنان! از خدا بترسيد، بسان پرهيزگاران از اين شبيخون بينديشيد كه خداوند فرمايد: «اين (وارث سرزمين ستمكاران شدن) براى كسى است كه از مقام و از وعيدهاى من بترسد.» (ابراهيم: ١٤). از جلوههاى اين زندگى دنيا و فريب و شرهايش حذر كنيد، سرانجام زيانبار تمايل به آن را در نظر گيريد، چه زيور آن فتنه است و محبتش گناه.
(٤) اى آدميزاده! واى بر تو، بدان كه قساوت پرخورى، سستى ميل (به دنيا)، مستى سيرى، و نخوت ملك (مرد را) از كار و كوشش باز دارد. تذكر (خدا و عالم ديگر) را به فراموشى سپارد، و فكر نزديك شدن اجل را از سر ببرد، چنان كه گوئى گرفتار حب دنيا از مستى باده، عقل از كف داده، آن كه خدا را شناسد و از او بترسد و براى او كار كند بايد نفس را تمرين دهد، و چنان به گرسنگى معتاد كند كه ديگر مشتاق سيرى نباشد، آرى اسب مسابقه را چنين لاغر ميان كنند.
(٥) بندگان خدا! از خدا پروا كنيد بسان آنها كه به ثوابش اميدوار و از عذابش هراسانند، چه خدا كه خيرتان با او باد، عذرى باقى نگذاشته، بيم داده، تشويق كرده،